یادداشت داریوش پیرنیاکان درباره احمد مسجدجامعی نامزد شورای شهر تهران
عرصه فرهنگ با مردی پرتلاش و بیحاشیه

این مرد پرتلاش چه زمانیکه قائم مقام وزیر ارشاد بودند و چه زمانیکه وزیر ارشاد بودند بیسروصدا و بدون جـار و جنـجال در زمـینههای نشـر، موسـیقی، تئـاتر و دیـگر زمینههای فرهنگی کارهای ارزنـدهای انجام دادند و همچنین زمانیکه در شورای شهر حضور داشتند دغدغه ایشان مسائل فرهنگی و هنری و محیطهای فرهنگی بوده است.
ایلنا: داریوش پیرنیاکان پس از اعلام آرای ستاد انتخابات شورای شهر و تایید صلاحیت احمد مسجدجامعی، در یادداشتی درباره احمد مسجدجامعی(نامزد شورای شهر تهران)، وی را مردی پرتلاش و بیحاشیه خواند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، متن این یادداشت به این شرح است:
فرهنگ و هنر در درازنای تاریخ این سرزمین با افت و خیزهای فراوانی روبرو گردیده است. هرگاه ثـبـات سیـاسـی کشـور به جهت جنگها و خون ریزیها و حملههای وحشیانه اقوام مختلف بهـم ریخته و نابسامانیهای اقتصادی و اجتماعی سایه شوم خود را بر پهنه جغرافیائی کشور گسترده نخستین عناصری که آسیب دیدهاند فرهنگ و بخصوص شاخه هنری آن بوده است، لذا سعی و تلاش مضاعفی میطلبیده تا دوباره این عنصر فرهنگ و هنر جانی تازه یابد و در عرصه اجتماعی به حیات خویش ادامه دهد. در این میان بوده است که نقش افراد و مدیریتهای فرهنگی مخلص و آگاه و آینده نگر و ریز بین و تیز بین عیان گردیده و تاثیرات عمیق خود را در انتقال فرهنگ و هنر اصیل به نسلهای آینده نشان داده است. بعنوان مثال اگر مدیریت فرهنگی و آگاهی و آینده نگری خواجه نصیر طوسی نبود شاید فلسفه و منطق و حکمت قبل از مغول به نسلهای بعد انتقال نمییافت. اگر همه جانبه نگری امیر کبیر نبود شاید امروز موسیقی دستگاهی ایران سرنوشتی دیگر داشت چراکه امیر کبیر در سه سال و اندی حکومت خویش تمامی عرصههای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی را همانند حلقههای یک زنجیر بهم بافته میدید و از این منظر به همه شاخهها همسان نگاه میکرد و لذا تاثیر این سه سال و اندی در پنجاه سال حکومت ناصرالدین شاه به وضوح دیده میشود.
بیان این مقدمه طولانی معطوف به این بوده است که در عصر انفجار اطلاعات و عصر انفرماتیک نیز مدیریتهای قوی و لایق فرهنگی میتواند تاثیرات عمیقی در پیشبرد اهداف فرهنگی و هنری چه در جامعه خودی و چه در جوامع بیرونی داشته باشند. متاسفانه در سی سال گذشته معدود مدیرانی در مصادر امور فرهـنگی قرار گرفتهاند که صـبغه فرهنگی داشـتهاند و آگاه به مسائل فرهنگ و هنر بوده انـد لذا میبینیم که روز به روز عرصههای فرهنگی و هنری تنگتر و محدودتر شده و کالاهای فرهنگی بیهویت، و نازلتر گردیده و در سایه این نگاه روزمره و استفاده محور و ابزاری از طرف مدیران فرهنگی، جوانان فعال در زمینههای فرهنگی و هنری جذب فرهنگهای بیگانه شده و از فرهنگ خویش بریدهاند بیایید یکبار هم که شده سهم فرهنگ و هنر را از سیاست زدگی و مقولات سیاسی جدا کنیم و به افقهای دور بیندیشیم این بدست نمیآید مگر با انتخاب مدیران لایق و فرهنگ مدار فرهنگ دوست ژرف نگر. با این حال در سالهای گذشته بودند مدیران لایقی که اتفاقی یا از روی شناخت مسئولان بالادستی در جایگاه اصلی خویش قرار گرفتند و دیدیم الحق و الانصاف کارهای ارزندهای به انجام رساندند یکی از این مدیران لایق و آگاه و فرهنگ دوست و علاقمند به فرهنگ اصیل ایرانی اسلامی جناب مسجد جامعی بوده است.
این مرد پرتلاش چه زمانیکه قائم مقام وزیر ارشاد بودند و چه زمانیکه وزیر ارشاد بودند بیسروصدا و بدون جـار و جنـجال در زمـینههای نشـر، موسـیقی، تئـاتر و دیـگر زمینههای فرهنگی کارهای بزرگ و ارزنـدهای انجام دادند و همچنین زمانیکه در شورای شهر تهران حضور داشتند تمامی دغدغه ایشان مسائل فرهنگی و هنری و محیطهای فرهنگی بوده است. اینجانب به عنوان یک خدمتگذار فرهنگ وهنر این سرزمین از نزدیک شاهد و ناظر تلاش و کوشش ایشان بودهام و سپاس فراوان از زحمات ایشان، امید است نگاه بالادستیها به مدیران لایق و آینده نگر باشد نه فقط مطیع.