خلا بزرگ در انتخابات؛ هیچکس اهلیت ورزشی – فوتبالی ندارد

در شرایطی که در تمام دنیا، چهرههای مطرح ورزشی موفق به حضور در کرسیهای ورزشی میشوند، در انتخابات پیش رو فدراسیون هیچکدام از چهرههای نامدار ورزش ایران دیده نمیشوند.
به گزارش ایلنا، انتخابات فدراسیون فوتبال برای هیچکدام از چهرههای فوتبال ایران در اندازهای که گرایش و رغبتی به ریاست فدراسیون نشان دهند، تحریککننده نیست. در میان نامزدها حتی یک چهره با اهلیت ورزشی پیدا نمیکنید و از میان چهرههای نامدار و بزرگ فوتبال ایران حتی یک جمله درباره اینکه نامزد ریاست فدراسیون یا نامزد عضویت در هیأت رئیسه شوند، نشنیدهاید.
شرایط ثبت نام در انتخابات البته حتی به شاخصترین چهرههای تاریخ فوتبال ایران اجازه نمیدهد که در انتخابات شرکت کنند.
مثلاً علی دایی باید ۵ سال سابقه مدیریت ورزشی داشته باشد تا بتواند نامزد انتخابات شود. با این شرط او حتی نمیتواند به عنوان نامزد ریاست هیأت فوتبال اردبیل ثبت نام کند. تصور کنید که حبیب کاشانی و محمدحسین قریب با حضور بیپشتوانه در دو باشگاه پرسپولیس و استقلال حالا صاحب صلاحیت برای ریاست فدراسیون فوتبال هستند اما علی دایی چون سابقه مدیریت ندارد، حتی نمیتواند در این انتخابات ثبت نام کند.
در انتخابات هیأتهای استانی نیز بسیاری از چهرههای ورزشی محلی هنگام شرکت در انتخابات رد صلاحیت میشوند اما مدیرانی که هیچ ارتباطی با فوتبال ندارند، خیلی آسان میتوانند سالیان سال رئیس هیأت فوتبال یک استان باشند.
محمدحسین قریب شاید از نگاه عدهای از اهالی فوتبال چهره منطقیتری برای ریاست فدراسیون باشد. اگر بپرسید چرا، احتمالاً پاسخ خواهید شنید که او در استقلال مدیر موفقی بود اما تنها ایده او در استقلال ایجاد فرصت همکاری بلندمدت برای امیر قلعهنویی بود و بس. این ایده دمدستی که با یک مربی پروژه ۳ سالهای را پیش ببرید، ارزش این حرفها را ندارد که به عنوان ویژگی یک مدیر، او را از دیگران متمایز کند اما فقر ایده و نظر و عملکرد آنچنان در مدیریت ورزشی ایران بیداد میکند که همین ایده ساده یک ویژگی بزرگ برای نامزد ریاست فدراسیون فوتبال محسوب میشود. مهدی تاج پیش از حضور در فدراسیون فوتبال و به رغم سالها حضور در باشگاه سپاهان و ذوبآهن در نقشهای رئیس هیاتمدیره و مدیرعامل به شدت با فوتبال ناآشنا بود و با اطلاعاتی اندک و بدون ایدهای و نظری درباره مدیریت ورزش فرصت حضور در فدراسیون فوتبال را پیدا کرد. نه علی دایی، بلکه حتی بازیکنان قدیمی لیگ یک فوتبال ایران هم ایدههایی در سطح مدیران نامدار فوتبال ایران را احتمالاً از نوجوانی بلد بودند.
هیچ کدام از نامزدهای امروز ریاست فدراسیون فوتبال این خوشبینی را ایجاد نمیکنند که بتوانند ایده و اندیشه تازهای را با خود به فوتبال بیاورند. فدراسیون فوتبال در همین یک سال اخیر با بحران جدی در زمینه تصمیمگیری مواجه بوده و بسیاری از تصمیمات همین یک سال اخیر فدراسیون آسیبهای بزرگ برای فوتبال داشتهاند. از خسارت بزرگی که قرارداد با مارک ویلموتس ایجاد کرد تا سپردن تیم امید به حمید استیلی و رفقا و رسیدن به گزینه دراگان اسکوچیچ در تیم ملی. اینها سطح کیفیت تصمیمات فدراسیون فوتبال را نشان میدهد، آن هم از مدیرانی که سالهای سال تجربه مدیریت در همین فدراسیون را داشتند و چه بسا بیشتر از قریب و نبی و کاشانی و بهاروند و دیگران صاحب جایگاه در مدیریت ورزش شدهاند. آخرین مواجهه حبیب کاشانی با همین فدراسیون فوتبال قراردادی با تیم امید ایران بود، کنترات برای مدیریت تیم امید که ناکامی بزرگی را در دوره پیشین راهیابی به المپیک به بار آورد و استیلی در دوره جدید مسیر المپیک روش کاشانی را تکرار کرد و یک ناکامی دیگر را نیز به ثبت رساند. سایر نامزدها حتی به اندازه کاشانی و قریب و نبی هم در فوتبال نقش بازی نکردهاند و این میتواند یک نگرانی بزرگ برای آینده فوتبال ایران باشد، یک نگرانی بزرگ که نمیدانیم چرا کسی دربارهاش حرف نمیزند. این اما تمام سرمایه فوتبال ایران برای مدیریت فدراسیون فوتبال نیست و کاش فرصتی و انگیزهای برای چهرههای مؤثر فوتبال ایران مهیا میشد.
پس از پایان مهلت ثبت نام فقط باید امیدوار بود به اینکه برای یک بار رؤسای هیأتهای استانها در انتخابات بحران فوتبال ایران را درک کنند و فارغ از اینکه چه کسی آنها را بر صندلیهایشان حفظ خواهد کرد، با بینش و نگاهی دقیق انتخاب کنند. یک امیدواری که شاید حتی در دل داشتنش خوشخیالی باشد.
گزارش: فرشاد کاس نژاد