محمدرضا یوسفی در گفتگو با ایلنا:
مدیریت فرهنگی به دنبال توسعه نیست

دولت ما برنامه کلانی برای کودکان ندارد. این مسئله از عدم توسعهیافتگی ریشه میگیرد. مدیریت فرهنگی و سیاسی نیز بهدنبال توسعه نیست. دولت باید حقوق کودک را به عنوان یک رکن توسعه بپذیرد.
ایلنا: محمدرضا یوسفی؛ نویسندهی حوزهی کودک و نوجوان از وضعیت کتابهای خود برای شرکت در نمایشگاه کتاب خبر داد. او همچنین مشکل اساسی این بخش مربوط به عدم توسعه دانست و شرایط ادبیات کودک و نوجوان کشور را بسیار نامطلوب توصیف کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، یوسفی دربارهی وضعیت ارائهی آثارش در نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران گفت: ۲۵ جلد از مجموعه داستانهای شاهنامه برای انتشار در نمایشگاه کتاب آماده است. مجموعهی ۱۲ جلدی دیگری هم که مبتنی بر قصههای فولکلور ایرانی مثل سنگ صبور، ماه پیشونی، نوروز میآید و... نوشته شده، توسط انتشارات پیدایش برای نمایشگاه حاضر خواهد شد.
او افزود: رمان دیگری هم به اسم «دوال پا» و کتابی از سوی انتشارات «دانش نگار» هم احتمالآ برای نمایشگاه آماده خواهند بود.
این نویسنده بخش مهمی از برنامههای آیندهی خود را نیز مربوط به ادامهی داستانهای شاهنامه دانست و گفت: سالهاست که بر روی رمانهای شاهنامه فعالیت میکنم و تا امروز ۳۷ جلد از آنها را آماده کردم. مشخص نیست که چند جلد از آن باقی مانده، اما به قسمت مربوط به «کیخسرو» در شاهنامه رسیدهام و شاید بتوان گفت بخش بیشتر آن را انجام دادهام و در قسمت فرود کار قرار دارم. در مجموع این رمانها بین ۵۰-۶۰ جلد خواهند شد.
یوسفی در ادامه به مشکلات اقتصادی چند وقت اخیر و تأثیر آن بر روند چاپ آثار اشاره کرد و گفت: تقریبآ تمام نویسندگان به صورت مستقیم و هرکدام به نحوی با این مشکل روبرو شدهاند. تجربهی شخصی خود من این است که مثلآ همان ۱۲ جلد کتاب برگرفته از قصههای فولکلور، باید حداقل یک سال پیش منتشر میشد و یا داستانهای شاهنامه، امروز باید در بازار موجود بود. وضعیت گرانی کاغذ و سایر ملزومات چاپ و نشر واقعآ یک فاجعه است.
او به توضیح وضعیت ادبیات و کتاب کودک و نوجوان پرداخت و گفت: متأسفانه ادبیات کودک و نوجوان در ایران جزء ملزومات مردم نیست. ممکن است افراد بزرگسال به دلیل ضرورت و یا علاقه کتاب بخرند، اما نیاز به خرید کتاب برای کودکان هنوز ایجاد نشده است. در شرایطی که وضعیت رفاه اقتصادی جامعهی ما مطلوب باشد، ابتدا به نیازهای دیگر یک کودک میپردازند و کتاب جز اولویتهای چندم خانوادههاست.
این رماننویس کودکان افزود: در کشورهای پیشرفته و توسعه یافته، بحث ادبیات و فرهنگ مربوط به کودکان، با حمایتهای دولت پیش میرود، اما این حمایت در ایران صفر است. امروز تیراژ کتابهای حوزهی کودک و نوجوان به ۱۰۰۰ و حتی کمتر از آن رسیده است، این کاهش وحشتناک است. تیراژ کتاب در ایران حتی به اندازهی کشورهای آسیای میانه مثل قرقیزستان و تاجیکستان و... هم نیست و این کشورها تیراژهای بهتری به نسبت ما دارند. این در حالی است که مخاطبان ما چندین برابر آنهاست.
یوسفی افزایش قیمت کاغذ و تحریم و بحرانهای اقتصادی را بر کاهش تیراژ مؤثر دانست و گفت: با اینحال، مسئلهی اساسی این است که دولت ما برنامهی کلانی برای کودکان ندارد و این مسئله، از عدم توسعه یافتگی ریشه میگیرد. جامعهی ما باید ابعاد توسعه را بپذیرد. مدیریت فرهنگی و سیاسی ما به دنبال توسعه نیست. توسعه فضای خود را میطلبد، برای این کار باید بخش خصوصی فعال و آزاد باشد. در بخش کودک هم به همین ترتیب، دولت باید حقوق کودک را به عنوان یک رکن توسعه بپذیرد.
او ادامه داد: نگاه به ادبیات کودک و خود کودک، نگاه به بچه یتیم است، احسانی که به آن میشود به دلیل یتیم بودن آن است، نه به این دلیل که آن را حق کودک میدانند. نگاه به کودک به عنوان زائدهایست که به بزرگسال چسبیده است. اگر حقوق کودک را به رسمیت بشناسیم، اگر کنوانسیون حقوق کودک را که با شرطهایی پذیرفتهایم، به طور کامل و بدون آن شرطها بپذیریم و اجرایی کنیم، بسیاری از موانع برداشته میشود.
این نویسنده تأکید کرد: به این ترتیب اگر به سطح قضیه نگاه کنیم، نقش کاغذ و مشکلات آن ریشهها را خشکتر میکند، تحریمها و بیمدیریتی هم ریشهها را خشکتر میکند، اما اینها واقعآ سطح جریان است.
یوسفی به نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران اشاره کرد و گفت: به طور مشخص نمایشگاه در ۷-۸ سال اخیر سیر نزولی داشته است. میتوان به حوزهی کودک و نوجوان به عنوان شاخصی برای کل جریان کتاب و جامعه نگریست. از کارهای ناشران دولتی که در این زمینه بگذریم، رمانهای تألیفی این حوزه که توسط ناشران خصوصی منتشر میشوند، بسیار محدود و ناچیز است. اینکه همین تعداد محدود هم مدام کمتر میشود، نشان دهندهی یک افت است و این را میتوان با آمار منتشر شده توسط خانهی کتاب دریافت. بسیاری از عناوین کتابهای ما مربوط به مؤلفین مبتدی است که به سرمایهی خود منتشر میکنند. این کتابها اصلآ وارد جامعه نمیشود، البته این کار بدی نیست، اما کتابهایی هم نیستند که تحول فرهنگی ایجاد کنند و جریانی به وجود بیاورند.
او ادامه داد: همانطور که گفتم، بهترین شاخصه آمار رمانهای بخش خصوصی است. وقتی آمار را میبینید، تن آدم به لرزه در میآید. نویسندهها مینویسند، اما امکان انتشار وجود ندارد. اغلب ناشران بخش خصوصی کتابها را نگه داشتهاند و چاپ نمیکنند. متأسفانه وقتی بحرانی ایجاد میشود، ضربهی اول به نهادهای فرهنگی میخورد. در این بحران فعلی و تحریمها و مشکلات، اولین سنگرهایی که نابود شدهاند، مربوط به بخش فرهنگی است. حال با این اوصاف اینکه چه وضعیتی در انتظار نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران است و چه پیش میآید، مشخص نیست.