كاندیدای اصلاح طلب شورای شهر تهران در گفتوگو با ایلنا:
روحانی با رای بالایی رئیس جمهور میشود

فکر میکنم با حضور روحانی حماسهای رقم خواهد خورد که انتخابات به دور دوم نخواهد رسید و فاصله روحانی با سایر کاندیداها قابل مقایسه نیست/ كار مملكت با لجبازی متوقف نشود.
ایلنا: کاندیدای دور چهارم شورای شهر تهران، گفت: متاسفانه ناهماهنگی و عدم همکاری دولت با شهرداری مشهود است. البته لازم نیست شهردار و رییس جمهور از نظر سیاسی با هم منطبق باشند، ولی کار مملکت را نمیشود با لج و لجبازی متوقف کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، محسن سرخو، یکی از کاندیداهای اصلاح طلب دور چهارم شورای شهر تهران است که توسط خانه کارگر نیز حمایت میشود. مصاحبه زیر دیدگاه وی درباره مدیریت شهری است.
- برداشتها از سیاسی شدن شوراها به گوش میرسد به نظر شما چگونه میشود مانع از سیاسی شدن شوراها شد، آیا میشود قانونی وضع کرد که شهردار نباید رییس جمهور شود؟
شهردار حق دارد رئیس جمهور بشود، مانند هرکس دیگری که میتواند ثبت نام کند و اگر شرایط وی را شورای نگهبان احراز کرد، میتواند نامزد ریاست جمهوری بشود. هیچ کس نمیتواند شهردار را از حقی که قانون به او داده، محروم کند. اما این توجه را باید شورای شهر داشته باشد که اگر قرار است شهردار رییس جمهور بشود، این موضوع باعث نشود اعتبارات محدود شهر تهران صرف پروژههایی با اولویت کمتر بشود.
- یکی از مشکلات شورای شهر تهران، تعامل با دولت بوده است. در شرایط فعلی کدام یک از این هشت کاندیدای ریاست جمهوری میتوانند با شورای شهر تعامل داشته باشد؟
متاسفانه ناهماهنگی و عدم همکاری دولت با شهرداری مشهود است. البته لازم نیست شهردار و رییس جمهور از نظر سیاسی با هم منطبق باشند، ولی کار مملکت را نمیشود با لج و لجبازی متوقف کرد. باید آنجا که دولت تعهداتی درخصوص شهرداری تهران دارد یا جاهایی که شهرداری نسبت به دولت تعهدات دارد هر دو به وظایفشان عمل کنند. مشکلات شهری اصلا نباید در گروی مسایل سلیقهای باشد. با اختلاف سلیقهها و لجاجتها فقط مردم متضرر خواهند شد.
- هماکنون دولت سهم خود را در بودجه مترو، حمل و نقل عمومی و بسیاری موارد دیگر پرداخت نمیکند، پیشنهاد شما برای حل این مشکل چیست؟
این مشکلات باید در دوره چهارم شوراها حل بشود. اما حل مساله به تعامل شهردار و دولت بستگی دارد. دولتها نباید با تنگ نظری با شهرداری تهران برخورد کنند و از طرف دیگر شهرداری هم تعامل لازم را با دولت داشته باشد و بتواند کاملا دستگاه دولتی را نسبت به عملکرد خودش توجیه کند.
- در شرایطی كه دولت با شهرداری مشکلاتی دارد، آیا شورای شهر کم کاری نکرده است؟
قطعا شورای شهر میتواند در این زمینه موثر باشد. شورا میتوانست جلسات مشترکی با مسئولان دولتی یا وزرا تشکیل بدهد و آنها را به شورای شهر دعوت کند و اعضای شورای شهر نیز در جلسات هیئت دولت حاضر شوند و مشکلات را به همدیگر انتقال بدهند یا مکاتبات دقیقتری داشته باشند. تهران پایتخت کشور است و اگر مشکل حادی در این شهر اتفاق بیفتد، فقط شهرداری و شورای شهر تهران متاثر نخواهد شد بلکه کل کشور را تحت تاثیر قرار میدهد. اگر زمین لرزهای در تهران اتفاق بیفتد، تمام کشور را به لحاظ انسانی، امنیتی و اجتماعی تحت تاثیر قرار خواهد داد. لذا دولت مکلف بوده در سنوات گذشته سیستم بانکی را به سمت مقاومسازی و بازسازی بافتهای فرسوده تهران هدایت کند و شهرداری و شورای شهر تهران باید جدیت کافی را در این مورد به خرج میداد که متاسفانه عمل نشده است.
مسکن مهر میتوانست در بافتهای فرسوده تهران احداث بشود و به جای اینکه در حاشیه شهرها و مناطق بدون تاسیسات زیر بنایی با هزینههای بسیار گزاف اجرا شود، در تهران اجرا میشد. امروزه بسیاری از مسکنهای مهر، تاسیسات زیربنایی ندارد و دولت خریداران را دعوت میکند در آنجا سکونت کنند. اگر مسکن مهر در بافتهای فرسوده شهر تهران و اکثر شهرها اتفاق میافتاد، هم مردم با درآمد کمتر صاحب خانههای مقاوم و مستحکم میشدند و هم تاسیسات زیر بنایی در داخل شهر در اختیارشان بود.
- با وجودی که رئیسجمهور؛ شهردار سابق تهران بود، اما کم لطفیهایی نیز به شهر داشت. چگونه باید رئیس جمهور تعامل داشت تا این مشکلات در تهران و شهرهای دیگر بروز نکند؟
تنها مشکلی که مقابل رییس جمهور و دولت بعدی وجود دارد، فقط شهر تهران نیست. مشکلات اجتماعی، اشتغال، تورم و مشکلات اقتصادی و سیاسی نیز وجود دارد. گرانی، تورم، کاهش ارزش پول ملی و... مشکلاتی است که دولت و رییس جمهور بعدی باید حل و فصل کند. یکی از مشکلاتی که در مقابل دولت بعدی قرار دارد، رسیدگی به امور پایتخت و شهر تهران است. دولت نباید این مشکلات را به شهرداری واگذار کند و بگوید وظیفه من نیست. دولت باید توجه ویژهای به امورات پایتخت داشته باشد. البته امیدواریم دولت بعدی دولت توانایی باشد که بتواند این کارها را انجام بدهد. به قرار معلوم، ائتلافی بین روحانی و عارف انجام شده و روحانی به عنوان کاندیدای واحد اصلاح طلبان و جریانات معتدل کشور، تندروی را پیشه نخواهد کرد.
- فکر میکنید روحانی درمقابل شش نامزد اصولگرا اقبالی داشته باشد؟
اکنون موجی سراسر کشور را فرا گرفته و با کناره گیری عارف، بر شدت آن افزوده خواهد شد و آن درصدی از مردم که هنوز برای حضور در انتخابات تصمیم نگرفتهاند، به سرعت به نفع روحانی تصمیم خواهند گرفت. مردم کشور ما به سرنوشت خودشان علاقهمند هستند و نمیخواهند خودشان را از حق رای دادن محروم کنند. این مملکت متعلق به همه ایرانیهاست و همه این حق را دارند که در سرنوشت خودشان تاثیر بگذارند و در تعیین مدیریت کشور اظهارنظر کنند. به نظر میرسد حماسهای در این دوره اتفاق میافتد که شاید در دورههای قبلی نظریش کمتر دیده شده یا شاید هم دیده نشده باشد.
- فکر میکنید انتخابات ریاست جمهوری به دور دوم کشیده شود؟
من فکر میکنم با حضور روحانی حماسهای رقم خواهد خورد که انتخابات به دور دوم نخواهد رسید و فاصله روحانی با سایر کاندیداها قابل مقایسه نیست.
- اگر انتخابات به دور دوم کشیده شود، آیا عدهای از اصولگراها به سوی روحانی میآیند، یا بسوی نامزد باقیمانده اصولگرا میروند؟
از اینکه کاندیدها در صحنه بمانند، استقبال میکنیم. این کاندیداها تعیین صلاحیت شدهاند. اما من به همه اصلاح طلبان، اصولگرایان، معتدلین و سایرین تاکید میکنم به نفع کشور است که روحانی رییس جمهور شود و البته حسن روحانی به عنوان کاندیدای واحد با رای قاطع به عنوان رییس جمهور کشور انتخاب میشود. با انتخاب روحانی کشور به لحاظ اقتصادی، سیاست داخلی، سیاست خارجی و به لحاظ اجتماعی به سمت و سویی خواهد رفت که همه مردم خواهند دید منفعتشان در انتخاب روحانی بوده است.
- فکر میکنید تحولی به این بزرگی مبنی بر انتقال قدرت از اصولگرا به اصلاح طلب لازم باشد؟
در هشت سال گذشته تجربه یک دولت اصولگرای تمام قد را داشتهایم. دولتی که همه اصولگرایان غیر از این شش ماهه آخر، حمایت کاملی از آن به عمل آوردند. در دورهای که قیمت فروش نفت و میزان آن قابل مقایسه با دورههای گذشته نبود و جمع همه دورهها به اندازه این دوره نبوده است. نمیخواهیم بگوییم تحریمها در شرایط اقتصادی فعلی یا گرفتاریهایی که الان کشور دارد، موثر نبوده اما بخشی از این فشارهایی که الان مردم تحمل میکنند، در اثر تحریم است. البته بخش عمده این مشکلات در اثر سوء مدیریتها و سوء تدبیرهاست. اینکه دولتی روی کار بیاید و فکر کند فقط افرادی که با یک سلیقه فکر میکنند، میتوانند کارهای ویژهای انجام بدهند، در واقع چشم پوشیدن از بخش وسیع سرمایههای انسانی و منابع انسانی کشور است. مثل اینکه دولتی سر کار بیاید و بگوید من نصف سرمایهها، صنایع، ساختمانها، ماشین آلات و... کشور را استفاده نمیکنم. امروزه بالاترین سرمایه یک کشور، صنایع یا ساختمانهای آن نیست، بلکه بالاترین سرمایه کشور منابع انسانی آن کشور است. چطور میشود یک دولتی سر کار بیاید و بگوید من از بخش عمدهای از سرمایههای انسانی کشور استفاده نمیکنم و خودم را بینیاز میدانم. همین میشود که افراد ضعیفتر راس کار میآیند و نمیتوانند کشور را مدیریت کنند و منابع دیگر کشور هم متاسفانه لطمه میخورد. ما نیاز به دولتی داریم که با دقت، درایت و تدبیر روی کار بیاید و از همه سرمایههای انسانی کشور چه اصولگرا و چه اصلاح طلب به شرط آنکه توانایی لازم را برای انجام کاری داشته باشند، استفاده کند. اینها همه سرمایههای کشور هستند، چه اشکالی دارد استفاده شود.