هفته چهارم/ تمام نگاهها به سکوها؛ لطفا فحش ندهید!

پدر و پسری که از سنگباران ورزشگاه غدیر فرار میکردند، شاید جزو آخرین کسانی باشند که هنوز برای تماشای فوتبال و لذت از آن به ورزشگاه میروند.
به گزارش ایلنا، در آیتمی که از برنامه نود پخش شد، پدر دست پسر هراسانش را گرفته بود و با سرعت از سکوهای متشنج ورزشگاه دور میشد. پسر خردسال که سنگی هم به پایش خورده بود، ترسیده بود و گریه میکرد. پدر از این ناراحت بود که همراه پسرش میخواستند فوتبال ببینند، ولی جو خشن ورزشگاه برای آنها چارهای جز فرار باقی نگذاشته.
بعید است که این پدر یک بار دیگر ریسک بردن پسر کوچکش به ورزشگاه را بپذیرد و از این به بعد تماشای فوتبال از تلویزیون را به سنگباران احتمالی سکوها ترجیح خواهد داد، مثل تماشاگران زیادی که در سالهای گذشته قید رفتن به ورزشگاه را به دلیل مشکلات متعددی که وجود دارد، زدهاند و سالهاست به ورزشگاه نمیروند.
متاسفانه جمعه در ورزشگاه آزادی هم گروهی از تماشاگران با سنگ به جان هم افتادند، ولی خشونت و ناامنی تنها مشکل ورزشگاههای ایران نیست. هفته گذشته رسانهها از رواج مصرف مواد مخدر در سکوهای ورزشگاهها نوشتند و طبیعی است که والدین دوست نداشته باشند فرزندشان را به چنین محیطی ببرند یا بفرستند.
خشونت کلامی هم با فحاشی روی سکوها فراگیر شده و به همه ورزشگاهها سرایت کرده، تا جایی که تلویزیون در اکثر بازیها مجبور میشود صدای ورزشگاه را کم کند.
استقبال از بازیهای لیگ برتر به جز بازیهای چند تیم پرطرفدار کم است، ولی شواهد نشان میدهد این روزها بیشتر کسانی که به ورزشگاه میروند هم علاقه زیادی به فوتبال ندارند!
کمپینی که این هفته برای نفی خشونت در ورزشگاهها شروع شده، ایده خوبی است، ولی کافی نیست و در کنار آن باید هواداران واقعی فوتبال را با ورزشگاهها آشتی داد.
مشکل بزرگتر فوتبال ایران ورزشگاههایی است که برای فوتبال دیدن و به طور کلی تفریح مناسب نیست. تامین امنیت تنها بخشی از ماجراست و اصولا امکانات ضعیف ورزشگاه رغبت تماشاگران برای دیدن بازیها از نزدیک را کمتر میکند.
ورزشگاههای فوتبال از نظر امکانات رفاهی مثل هتلها درجهبندی میشوند و از این نظر ورزشگاههای ایران به هیچ وجه شرایط خوبی ندارند.
دردسرهای ایاب و ذهاب و پارکینگ، سردرگمی برای خرید بلیت، تغذیه بد و سرویسهای بهداشتی کم و خراب، بخشی از مشکلات رفتن به ورزشگاه است که بارها به آنها پرداخته شده، ولی هنوز پابرجاست و روی آمار تماشاگران تاثیر منفی دارد.
در ازای هزینه و زمانی که برای رفتن به ورزشگاه صرف میشود، تماشاگران لذت زیادی نمیبرند و تماشای فوتبال بیش از آنکه یک تفریح باشد به عذاب شباهت دارد. در این شرایط عده محدودی حاضر میشوند به ورزشگاه بروند و البته همه آنها طرفدار واقعی فوتبال نیستند.
برنامه کوتاهمدت فعلا خشونتزدایی از سکوهاست که از شبکههای اجتماعی شروع شده، ولی به نظر نمیرسد فرمول نصیحت مجازی چندان موثر باشد، بخصوص اگر این کمپین با بازیکنانی شروع شود که خودشان سابقه زیادی در درگیری درون زمین و تحریک سکوها را دارند.
بازگشت امنیت به ورزشگاه نیاز به سیاستهای بازدارنده از سوی مقامات برگزارکننده دارد و بدون کمک نیروهای انتظامی رسیدن به چنین آرامشی ممکن نیست. محرومیت تماشاگران خاطی از حضور در ورزشگاه حداقل کاری است که میتواند آرامش را به سکوها برگرداند.
بدون برخورد جدی با کسانی که سرشاخههای این جریانها هستند، نمیتوان انتظار داشت که مردم رغبتی برای رفتن به ورزشگاه و لذت بردن از فوتبال داشته باشند.
این راه حلی است که فوتبال اروپا سالها پیش سراغ آن رفت و توانست از تکرار فجایعی مشابه تراژدی ورزشگاه هیسل جلوگیری کند.
روزی که تماشاگران واقعی به ورزشگاهها برگردند و تماشای فوتبال یک تفریح جذاب آخرهفته باشد، شرایط حضور زنان در ورزشگاه هم تسهیل خواهد شد.