انتقاد از کنترل اذهان عمومی به شیوههای پوپولیستی
امیر بکان در یادداشتی خطاب به وزیر ارشاد از حاشیهسازیها برای ارکستر سمفونیک تهران انتقاد کرد.
به گزارش خبرنگار ایلنا؛ امیر بکان (آهنگساز و مدرس دانشگاه) در پاسخی به یادداشت شهرداد روحانی که طی روزهای اخیر خطاب به وزیر ارشاد درباره ارکستر سمفونیک تهران و علی رهبری نوشته شده بود؛ یادداشتی را در اختیار خبرگزاری ایلنا قرار داد. متن یادداشت به شرح زیر است:
به کجا چنین شتابان
به محضر وزیر معزز فرهنگ بردوسیهای کهنه
گویى مسائل ارکسترسمفونیک تهران را پایانی نیست و هر از چندگاهى باید این میزان نواخته شود! ضمناً باید تشکر ویژه هم از مقام عالى وزارت فرهنگ داشته باشیم که توام با صدور دستور ادامه مسیر ارکستر سمفونیک توسط مایسترو رهبرى و حاشیههایى که براى آن درست شده بود، طى نامهاى که توسط یکى از همکاران عزیز و دلواپس براى شخص وزیر نوشته شده و آنهم در نوزدهم فروردین! جواب مقام عالى وزارت امروز توسط رسانهاى محترم منتشر میشود و در این بین سؤالى مطرح است که اولا چرا اینگونه دوگانه و دو پهلو از یکطرف دستور حمایت و از طرف دیگر هامشى با مضمون درصورت عدم تمکین از نظرات بنیاد رودکى...، صادر میگردد!
انصافاً جناب وزیر کدام مدنظر حضرتعالى بوده؟! کمى به عقب بازگردیم. ارکستر سمفونیک تهران پس از تعطیلى دو و نیم ساله و با حضور دولت تدبیر و امید و نظر شخص ریاست محترم جمهور که دستور بازگشایى ارکستر سمفونیک تهران را با قدمتى حدوداً ٨٠ ساله را صادر فرمودند و پس از چالشهاى فراوان در عهدهدار شدن سرپرستى این ارکستر که معلوم نبود زیرمجموعه انجمن موسیقى ایران است یا دفتر موسیقى و یا بنیادى بنام رودکى! که در آخر قرعه به نام بنیاد رودکى افتاد و از همان روز اول دردسرها نیز شروع شد و بحمدالله تاکنون هم ادامه دارد! این بنیاد معظم تا به امروز چیزى به نام قرارداد با اعضاى ارکستر نداشته یا اصولا علاقهاى به عقد قرارداد شفاف و قابل انتشار ندارد (چنانچه اعضاى ارکستر بتوانند قراردادشان را در اختیار رسانهها قرار بدهند) و شاید هم اعضاى ارکستر همه اموراتشان به راه است و صرفاً جهت تفریح مشکلاتى را هرازگاهى به رسانهها اعلام میکنند! مسایلى ازجمله قرارداد شفاف و روشن، بیمه و اضافه کارى و کارانه و پاداش چنانچه شامل حالشان بشود در کار بوده یا نبوده؟! بگذریم. در سالى که گذشت با تمام این مسائل که تازگى هم نداشت اعضاى ارکستر به همراه استاد على رهبرى راه دشوارى را آغاز کردند، راهى که در میانه آن مشکلاتى پیش آمد و باعث دلخورى استاد شد! سوْال اینجاست که همگان از مسئولین محترم هنرى کشور و نخبگان موسیقى و اساتید طراز اول دانشگاهى از سابقه ایشان آگاه بودند و حضور ایشان را با آن همه مشغله در ارکسترهاى مختلف اروپا و سرتاسر دنیا و آن همه پروژههاى ضبط موسیقى با کمپانیهاى بزرگ موسیقى کلاسیک دنیا که این همه تعداد رکورد موسیقى خود یک رکورد براى یک رهبر طراز اول به حساب میآید، غیرممکن میدانستند ولى با تصمیمسازى در مجموعه وزارت این دعوت انجام شد و ایشان نیز پذیرفتند و به کشور تشریف آوردند. از همان روز اول یک سوْال براى من و همکارانم مطرح بود که آیا مقام وزارت و زیرمجموعه ایشان واقعاً از جایگاه ایشان در سطح بینالمللى مطلع بودند یا نه از روى احساس و هیجان به دعوت ایشان همت گماردند! بارى با حضور على رهبرى، ارکستر جانى دوباره یافت و اجراها و پروژههاى ضبط آثار خود گواه این مدعاست و بىانصافى است که این زحمات با سخن بعضی از دوستان و همکاران که حتى به خود زحمت حضور در کنسرتها را ندادند هدر برود. نمیدانم دلواپسى دوستان بابت چیست؟ آیا آنان استاد را نمیشناسند؟ ارکستر را نمیشناسند؟ یا خود و پیشینه خود را فراموش کردهاند؟! در اینکه همه این عزیزان و بزرگواران به صورت مقطعى آمدند و کار خود را انجام دادند ولى هیچکدام هیچوقت درگیر کارهاى اجرایى و ادارى ارکستر و کاستى هایش نبودند و باز معرفت نوازندگان قدیمى ارکستر که همیشه آبرودارى میکردند و مسائل به رسانهها نمیکشید. دوستان از چه منظرى به ارکستر نگاه میکنند؟ براى اولین بار برنامهاى یکساله براى ارکستر تدارک دیده شد. مستر کلاسهاى نوازندگى و در سطحى بالا و حرفهاى اجرا شد. سولیستهایى به کشور آمدند که تاکنون بعد از انقلاب شاهد آن نبودیم. دعوت از ارکستر، توسط دو فستیوال معتبر جهانى (فستیوال شانگهاى در چین و آنتوان بروکنر در اتریش) و برنامه ضبط آثار آهنگسازان جوان ایرانى که بسیار خوش درخشیدند، آیا این کارها قبلاً توسط همکاران عزیز و محترم ما انجام شده بود؟ که اکنون اینگونه دلواپسى خود را نه بین همکاران بلکه به مقام وزارت ارجاع میدهند؟! دوستان چرا بدون اینکه سر تمرینات و یا سر اجراها حاضر بشوند و برنامه را ببینند اینگونه بىمحابا اظهارنظر میکنند؟ آیا این انصاف است که در یک محیط آکادمیک که همه چیز را میشود زیر ذرهبین قرارداد و آنهم آثارى که حتا در بین نوازندگان مثل یک رویا بود، اجرا شود، ضبط شود و بدون اینکه توسط این منتقدان گوش فرا داده شود اینگونه ناجوانمردانه به این همه زحمت تاخته شود آیا این انصاف است؟ آیا اینگونه اظهارات سابقه خود ما را زیر سوْال نمیبرد؟! در همه جاى دنیا رسم است که شاگردان وقتى استاد خود را میبینند براى دیدارش به پشت صحنه میروند و به ایشان بابت زحماتشان ابراز لطف میکنند گرچه استاد از این حال بىنیاز است، در کنسرتهاى ارکستر سمفونیک طى یکسال اخیر هیچکدام از عزیزان حتا در مقام منتقد قدم رنجه نکرده و تشریف نیاوردهاند آنوقت چگونه است اینچنین نقدى؟! آیا در محیطى کاملاً حرفهاى و آکادمیک با اینگونه سخنان متناسب با جوامع پوپولیستى و سطحىنگر خود را زیر سوْال نمیبریم؟! آیا این صحیح است که با سخنان خود ذهن وزیر را مشوش کنیم آنهم نه بهطور مصداقى که مثلا سمفونى فانتاستیک هکتور برلیوز یا سرناد چایکفسکى یا مومان دوم سمفنى نهم بتهون در اجراى ویلن اولها و کلارینت دوم و هورن سه اشکالاتى داشته و استاد رهبرى به آن حین اجرا توجهى نکرده! و آن موقع جواب وزیر هم حتما جالب خواهد بود؟! این چه رسمى است که باب شده به شیوهاى پوپولیستى و نه حرفهاى، اذهان عمومى را تحت کنترل خود بگیریم! آنهم نه منصفانه بلکه تحت تأثیر کلنىهاى منفعتطلب! همه اینها راه و روش خود را میطلبد و یادمان باشد از چه کسى، با چه سطح از دانش آهنگسازى و رهبرى ارکستر سخن میگوییم. یک پداگوگ کارکشته و آشنا به رپرتوار موسیقى از باروک تا معاصر و هر کسى که با ایشان موانست داشته باشد منجمله همکار عزیزمان این گفته را تأیید میکند و صد البته این سخنان به هیچ وجه نافى زحمات رهبران دیگر نیست و چرا این اساتید اینگونه از حضور ایشان دلخور هستند جاى بسى تاسف است.مقام عالى و معزز وزارت ، بهترین کسى که میتواند از مسئولین گواهى باشد بر این ادعاها معاون محترم هنرى هستند که اغلب تمرینات ارکستر را زیر نظر داشتند و اعضاى ارکستر که هر روز طى کار هم به دانششان افزوده میشود و هم به بینششان و چه لحظات پرشکوهى است که تا پایان تمرینات، ارکستر در سکوت و با دقت به نکات رهبر توجه میکنند و از برق نگاهشان میشود این نشاط و امیدوارى به ادامه راه را با حضور استادعلى رهبرى حس کرد. عزیزان بیایید همه توان خود را براى بهبود اوضاع موسیقى به کار ببندیم و از همه ظرفیتهایمان استفاده کنیم بیایید با تشریک مساعى و حضور بهجا در محدوده تخصصى خود هر کمکى که میتوانیم براى اعتلاى موسیقى علمى در کشور انجام بدهیم و با ارتباطات حرفهاى که ایشان از آن در سطح بینالمللى برخوردار است و با حمایت همهجانبه همه اساتید دلسوز موسیقى کشور و با تمهیدات معاون محترم هنرى که همیشه پیشقدم بودهاند قدرت اجرائى و نبوغ جوان ایرانى را به رخ رقبا بکشیم کشورى که در موسیقی کلاسیک بزرگانى فرهیخته و فرزانه همچون استاد هوشنگ استوار، هرمز فرهت، شاهین فرهت، حسین دهلوى، مصطفى کمال پورتراب، علیرضا مشایخى، مرتضی حنانه، پرویز محمود، احمد پژمان، بهزاد رنجبران، فوزیه مجد، حسین ناصحى، ثمین باغچه بان ، ایرج صهبایى، لوریس چکناواریان، محمدتقى مسعودیه ، محمد سعید شریفیان و على رهبرى را دارد ، غم ندارد.
امیر بکان؛ آهنگساز و مدرس دانشگاه
اردىبهشت نود و پنج