قهرمان «اتاقک گلی» از جنس مردم است

نشست پرسش و پاسخ فیلم سینمایی «اتاقک گلی» در سانس دوم روز هشتم جشنواره فیلم فجر برای اصحاب رسانه و منتقدان در سینمای رسانه (پردیس سینمایی ملت) با حضور محمدعلی عسگری (کارگردان) و دیگر عوامل فیلم برگزار شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، داوود صبوری (تهیهکننده) در ابتدای این نشست اظهار داشت: استرس شدیدی داشتم، دیشب اصلاً نخوابیدم چرا که فکر میکردم امروز خانواده شهدا به دیدن فیلم میآیند و برایم مهم بود که نظرشان درباره فیلم چه خواهد بود، چرا که خیلیها اعضای خانواده خود را پس از سالها در این فیلم میبینند.
در ادامه این نشست عسگری خاطرنشان کرد: هرگونه صحبتی الان پیوستی از حرف های من به فیلم است. معتقدم فیلم اگر فیلم باشد راه خود را مثل رود باز می کند. تهیهکننده فیلم به من پیشنهاد داد که این فیلم را کارگردانی کنم، در اسفندماه سال گذشته بود که به نسخه اولیه فیلمنامه رسیدیم و بعد با وجود سختیهایی که این کار دارد، پذیرفتم که آن را کار کنم. در حوزه دستیاری فیلمهایی کار کردهام که پروداکشن سنگینی داشتهاند و این باعث شد که به سمت این کار بروم، البته پروداکشن عظیم دلیلی بر خوب بودن فیلم نیست.
در ادامه پدرام کریمی (نویسنده) درباره قصه «اتاقک گلی» گفت: در صحبتهای اولیه با تهیهکننده، تأکید داشتیم که یک کارگاه قالیبافی در فیلم باشد که گرهها مفهوم اتحاد را برسانند و میخواستیم بگوییم که این اتحاد است که آینده ایران را رقم میزند. دوستی به من گفت چطور شد که فیلمی درباره واقع امروز ساختید، اما ما میخواستیم بر اتحاد تأکید کنیم و این مفهومی ابدی و ازلی است. ما قصد داشتیم داستان را از دوکوهه آغاز کنیم چرا که بسیاری از قومیتها در این منطقه بودند و این برای ما جالب بود.
عسگری نیز درباره لزوم وجود قهرمان در این فیلم گفت: در این دسته فیلمها باید قهرمان وجود داشته باشد اما این قهرمان از جنس مردم است، در بسیاری از فیلمها ما قهرمانانی میبینیم که دستنیافتنی است اما ما قصد داشتیم قهرمانی بسازیم که به اندازه خودش عمل قهرمانانه داشته باشد. تاریخ همیشه پیوست به بشر دارد و جنگ مقولهای است که بشر همواره به نوعی با آن درگیر بوده در حالیکه همیشه دوست داشته در آرامش باشد و جنگ این آرامش را بر هم میزند. ما در این فیلم میخواستیم قهرمانی خلق کنیم که از جنس مردم باشد. او سعی میکند در برابر دشمن اتحاد ایجاد کند و تمام تلاش ما این بود که هیچ چهره کاملی را از اعضای گروهک منافقین نبینیم.
حسن نجفی منش در ادامه اظهار داشت: در این جشنواره خیلی فرصت کمی داشتیم اما سعی کردیم همزمان با گروه پیش رویم. کم و کاستی هایی هم حتما در کار بود که می توانست بهتر باشد.
فاطمه صفری (طراح لباس) نیز اظهار داشت: این کار واقعاً سخت بود، ما با تلاش شبانه روزی کار کردیم. چون زمان کمی داشتیم به اندازه هفتاد درصد از خروجی کار راضی هستم.
خدابخشی طراح صحنه نیز در بخش دیگری از این نشست خاطرنشان کرد: ما یک روستا را بازسازی و یک روستا را به طور کامل ساختیم. ادوات زیادی استفاده کردیم که به نوعی در پروژههای دفاع مقدس رکوردشکن بود. حدود چهار ماه بازسازی فضا طول کشید و من ۹ ماه در این پروژه بودم. ما مقطعی به لحاظ امنیتی نمی شد در منطقه ای که حضور داشتیم تیراندازی کنیم و به لحاظ لجیستیکی مجبور شدیم از جلوه های ویژه استفاده کنیم. آقای صبوری که در عملیات حضور داشتند به ما میگفتند که منافقان به این اندازه ادوات نداشتند.
کارگردان در ادامه درباره عدم استفاده از بازیگران چهره اظهار داشت: همه تلاشم این بود که بازیگران مستعدی را پیدا کنم که بازی درخشانی داشته باشند و به سینما معرفی شوند و ماحصل آن را میتوان در فیلمهایی که با کارگردانها همکاری داشتم مثل فیلم «خورشید»، «محمد رسولالله»، «قصر شیرین»، و «نگهبان شب» دید.
وی افزود: اینجا بازیگری داشتیم که تورج الوند که پیش تر او را در فیلم «نگهبان شب» به رضا میرکریمی معرفی کردم و حالا اینجا هم از او بهره گرفتم. البته اعتقاد دارم فیلم خوب را مجموعهای از عوامل تشکیل میدهند. ترجیح دادم از بازیگرانی استفاده کنم که چهره شناخته شدهای در سینما نباشند. علی رغم اینکه که الوند قبلا کار کرده و حتی آناهیتا افشار هم همینطور بود. برخی از بازیگران هم به دلیل شباهت به برخی شهدا از میان بازیگران تئاتر انتخاب شدند.
این کارگردان درباره تأثیرپذیری از «رنگ خدا» به کارگردانی مجید مجیدی گفت: مگر می شود دانش آموخته استادی باشید و از او تأثیر نگیرید. همکاری با مجیدی و میرکریمی در من اثرگذار بوده است اما اینگونه نبوده است که بخواهم از آثارشان به صورت مشخص استفاده کنم.
وی درباره نمایش خشونت در این فیلم گفت: مگر میشود جنگ را نشان داد و از نشان دادن خشونت پرهیز کرد؟ اگر خشونت در چنین فیلمی نباید اصلاً تصاویر جنگ واقعی نمیشوند. ما در برهه ای از التهابات کشور قرار گرفتیم که محدودیتهایی برای تولید فیلم داشتیم و شاید برخی از ایرادها مثل شلیک گلوله را خودمان میدانستیم. اگر جایی غلوآمیز بوده است اصلاح میکنم.
نویسنده نیز درباره خشونت در این فیلم گفت: اگر ما می خواستیم کاری را که منافقین کردند در فیلم نمایش می دادیم اصلا قابل پخش نبود. ما تعدیل کردیم که بتوان نمایش داد. آنها چشم یک شهید را درآورده بودند یا کارهای بدتر انجام داده بودند که نمیشد نشان داد. ما نمونههایی داشتیم که دوربین سمت منافقین میرود و اینها برای مخاطبان سمپات می شود اما ما نمی خواستیم اینگونه شود. تمام اتفاقاتی که می بینید سعی کردیم به واقعیت عملیات مرصاد وفادار باشیم. سعید غلامعلی رجبی همان ابتدای ماجرا در واقعیت شهید می شوند ولی ما دوست داشتیم او را بیشتر در فیلم داشته باشیم. آقای صبوری تهیهکننده خودشان هم در همان اتاقک در زمان عملیات مرصاد بودند و آن روزها را یادشان است.
در ادامه این نشست صبوری خاطرنشان کرد: در جنگ فرصت برای فکر کردن نیست، در جنگ باید همان لحظه تصمیم گرفت و همان موقع اقدام کرد. در موقعیت باید اینطور چیزها را دید. نسل نو با جنگ آشنا نیست و نیاز است توضیحات بیشتری بدهیم. در فیلم شاید نباید خیلی دیالوگ داشت اما در صحنه و جنگ باید آنقدر دیالوگ کنید تا قانع کنید. ما سعی کردیم موضوع مورد نظر را انعکاس دهیم.
عسگری گفت: خیلی از فیلمها را میبینید که داستان یک عملیات است و چیز دیگری به آن اضافه نشده است.
نویسنده نیز در ادامه اظهارات کارگردان گفت: در برخی فیلم های شاخص کلیت طرح ساده است مثل «نجات سرباز رایان» که طرح اصلی ساده است با این حال ما در این کار چند داستان داریم و آنچنان هم ساده نیست.
تهیهکننده «اتاقک گلی» در پایان درباره بودجه این فیلم اظهار داشت: کف هزینه ساخت یک فیلم اجتماعی دوازده میلیارد تومان است، یقیناً فیلم های دفاع مقدسی به دلیل فضای معنوی نیاز دارد هزینهها به درستی صورت گیرد. من تمام تلاشم را کردم که از ظرفیت استان کرمانشاه بهره بگیرم. به جرات میتوانم بگویم این پروداکشن، در نقطه مرزی کشور، با حدود ۷۵ دستگاه ادوات جنگی در تاریخ دفاع مقدس بیسابقه است. هیچ فوتبالیستی نمیگوید چه قراردادی بسته است و این حرفهای است اما باید بگویم «اتاقک گلی» ارزانترین فیلمی است که تا امروز ساختهام. من این کار را با لطف موزه دفاع مقدس شروع کردم که زیرمجموعه بنیاد حفظ آثار است. بعد دوستان گفتند که باید مشارکت بیاورم. بنیاد روایت فتح ادوات مختلفی را در اختیار ما گذاشت و من هم از آنها خواهش کردم که از ما پول نگیرند.