آیا تلویزیون سهم سینما را میپردازد؛ محمد حمیدیمقدم پاسخ میدهد / ۲ /
سینمایی که چشم به تلویزیون دوخته؛ حتما نابود میشود

هرگاه مدیری تغییر کرده تمام برنامهها و سرفصلها حذف شده و با یک سیاست جدید متفاوت و متضاد با مدیر قبل مواجه شدهایم / هویت صداوسیما مشخص است و تغییر نمیکند / این نگرانی در بین تهیهکنندگان هست که با آمدن مدیر جدید به برنامههای دیگر توجه شود.
تهیهکننده برنامههای سینمایی همچون " سینما یک " و " سینما چهار " معتقد است؛ رابطه بین تلویزیون و سینما در دهههای گذشته بسیار بهتر از سالهای اخیر بوده است.
محمد حمیدیمقدم در گفتوگو با خبرنگار ایلنا؛ با اشاره به رابطه تلویزیون و سینما در دنیا گفت: سینما و تلویزیون در همه جای دنیا دو مقوله جدا از هم هستند که هریک راه خود را میروند اما با یکدیگر تعامل دارند و از ظرفیتهای هم نیز استفاده میکنند.
وی ادامه داد: سینما همیشه هویت مستقل خود را حفظ کرده و در جاهایی که با تلویزیون همکاری کرده این هویت را در تلویزیون جاری کرده است به همین دلیل این تلویزیون بوده که توانسته به سینما در بهترین دیده شدن و رشد کمک کند.
حمیدیمقدم با اشاره به اینکه رابطه سینما و تلویزیون همیشه یک رابطه دو طرفه بوده؛ گفت: در بعضی کشورها به خصوص کشورهای آمریکایی شبکههایی وجود دارند که براساس میزان استقبال مخاطبان؛ فیلمها را از سینما خریداری و پخش میکنند. این شبکهها بیشترشان کابلی و خصوصی هستند و فیلمهای عامهپسند را بیشتر پخش میکنند.
وی افزود: در این شبکهها اصل بر این است که اگر فیلمی حتی ساده؛ مورد پسند مخاطبان است و شبکه میتواند با پخش این فیلم و جذب آگهیهای مختلف سودی برای خود دست و پا کند، قطعا آن فیلم خریداری شده و به نمایش درمیآید.
تهیهکننده برنامه " سینما چهار " در دهه ۸۰ با اشاره به شکل دوم حمایت شبکههای تلویزیونی از سینما گفت: بسیاری از شبکههای تلویزیونی در دنیا بهخصوص در کشورهای اروپایی مانند آلمان و فرانسه، به عنوان شبکههای فرهنگی از دولت سوبسید و کمک مالی میگیرند و یکی از اهداف آنها حمایت از فیلمهای فرهنگی و مستقل است.
وی ادامه داد: این شبکهها با مشارکت در تولید فیلمهایی با بودجه کم(Low - budget) که اهداف فرهنگی و فرهنگسازی دارند؛ به نوعی از بخشی از سینما که خارج از بدنه سینمای تجاری است، حمایت میکنند اما نکتهای که وجود دارد این است که این شبکهها هرگز سفارشی برای ساخت فیلم به فیلمسازان نمیدهند بلکه از طرحهای موجود و فیلمهای موجود حمایت میکنند.
حمیدیمقدم با اشاره به اینکه در همه دنیا سینما از لحاظ نوگرایی و اندیشه جلوتر از تلویزیون است، گفت: سینما در بعضی از موارد نیازمند به حمایت تلویزیون است و شبکههای تلویزیونی در قالب کمپانیهای حامی ساخت فیلم به کمک سینما میآیند و از تولید فیلمهایی حمایت میکنند.
وی ادامه داد: به طور مثال ما شاهد هستیم که گاهی یک فیلم معتبر سینمایی که جوایزی نیز کسب کرده، سرمایه آن از سوی چندین شبکه تلویزیونی تامین شده است. هرچند باید کسی که قصد دارد فیلمی بسازد بخش مهمی از بودجه را نیز خودش تهیه کند.
حمیدیمقدم با تاکید براینکه تلویزیون؛ فکر و نگاه خودش را دارد و سینما نیز نگاه خود را، افزود: زمانی که این دو گزینه به یک درک و فهم مشترک از نیازها، اهداف و خواستههای خود برسند؛ میتوانند به همدیگر کاملا کمک کنند.
وی با اشاره به وضعیت رابطه سینمای ایران و صدا وسیما به عنوان نماد تلویزیون گفت: مشکلی که امروز در رابطه سینما و صدا وسیما وجود دارد نوع نگاهی است که این دو عنصر به مسائل مختلف دارند. در بسیاری از جاها تلویزیون نگاه سینما را قبول ندارد و اگر جایی نگاه فیلمسازی را بپسندد حتما از آن حمایت میکند.
تهیهکننده برنامه " سینما یک " ادامه داد: زمانی که مدیر یک تلویزیون اثری را که میخواهد در سینما پیدا نمیکند؛ خود دست به تولید میزند زیرا میخواهد فکر و اندیشه خودش را گسترش دهد از همین رو ما شاهد تولید تله فیلمها و فیلمهای زیادی در تلویزیون هستیم.
حمیدیمقدم با اشاره به اینکه در کشورهای دیگر با وجود حمایت از سینما و فیلم؛ شبکههای تلویزیونی هرگز وارد سفارشدهی نمیشوند؛ گفت: در بیشتر شبکههای دنیا؛ حجم تولید فیلمهای سینمایی و برنامههای نمایشی در حد صفر است و بیشتر این شبکهها برنامههای موردنیازشان را از خارج از مجموعه خود خریداری میکنند و تنها برنامههایی که تولید میکنند؛ تاکشو(گفتگو محور) تاپ شو و همچنین فیلمهای مستند است.
وی ادامه داد: در ایران نیز بهترین راهکار خرید محصولات تولید شده توسط صدا وسیما از گروههای تولیدکننده خارج از صدا و سیما است.
حمیدیمقدم افزود: صدا و سیما میتواند با رصد سریالها و فیلمهایی که در خارج از صدا و سیما تولید میشود؛ برنامههای موردنیازش را تهیه کند و تنها مسئلهای که نمایش این فیلمها میتواند در تلویزیون داشته باشد؛ بحثممیزی است.
وی ادامه داد: مسئله ممیزی را نیز میتوان به مرور و در طول زمان و بهصورت غیرمستقیم با همکاری و هماهنگی تولیدکنندگان برنامههای خارج از سازمان مرتفع کرد.
وی با اشاره به اینکه صدا و سیما در ایران مانند همه جای دنیا بیشتر به مسائل روتین و معمولی توجه میکند، گفت: تلویزیون یک مرز مشخص دارد که در رابطه با سینما این مرز را کاملا تعیین کرده است به همین دلیل راه برونرفت مشکلات سینمای ایران این نیست که چشم به تلویزیون داشته باشیم بلکه راه برونرفت این است که ما به سمت تولید مشترک با کشورهای خارجی و همچنین اکران خارجی فیلمها حرکت کنیم.
وی افزود: سینمایی که بخواهد به صدا وسیما و تلویزیون چشم داشته باشد قطعا نابود میشود بلکه باید این نگاه فقط به اکران و مخاطبان خود سینما باشد.
حمیدیمقدم ادامه داد: با نگاهی به تاریخ رابطه تلویزیون و سینما در ایران میبینیم که این رابطه در دهههای گذشته بسیار بهتر از امروز بوده و کارگردانهایی که امروز آثار شاخصی ساختهاند و در سینما شناخته شده هستند؛ کار خود را با تلویزیون آغاز کرده و اولین فیلمهای خود را در دهههای ۶۰ و ۷۰ با کمک صدا وسیما تولید کردهاند.
وی مشکل صدا و سیما را تغییر رویکرد به دنبال تغییر مدیران دانست و افزود: نگاهی به عملکرد مدیران صداوسیما در دهههای گذشته نشان میدهد هرگاه مدیری تغییر کرده ناگهان تمام برنامهها و سرفصلها حذف شده و ما با یک سیاست جدید که در بسیاری از موارد متفاوت و متضاد با مد یر قبلی بوده؛ مواجه شدهایم.
حمیدیمقدم تاکید کرد: تغییر مدیران در صدا وسیما و همچنین ساختار کلی فرهنگ نشان میدهد ما در بخش فرهنگ که سینما نیز زیرمجموعه آن است فاقد یک استراتژی مدون و مشخص و زماندار هستیم.
وی با اشاره به رفتار مختلف و متفاوت مدیران صدا وسیما با سینما در سالهای گذشته افزود: به طور مثال در دروه لاریجانی سینما یک وجاهت و وزنه مشخصی داشت و برنامههای سینمایی برنامههای جدی در تلویزیون بودند که در پشت آنها یک اندیشه و تفکر خاص قرار داشت.
ابن تهبهکننده ادامه داد: هرگاه مدیران میانی صدا و سیما با سینما خوب بودند و به آن علاقه داشتند این رابطه تقویت شده و ما شاهد کارهای خوبی در تلویزیون در باره سینما بودیم. بهطور مثال در دورهای که محمدرضا جعفری جلوه و پورحسین حضور داشتند برنامههایی همچون سینما چهار و سینما یک ساخته شد که توجه جدی به سینما داشت و مخاطبان خوبی هم داشت.
حمیدیمقدم ادامه داد: بیشتر برنامههای تلویزیون حاصل یک کار بلندمدت تحقیقاتی و یا پژوهشی نیست بلکه بیشتر جرقههایی است که ازسوی تهیهکنندگان آن برنامهها زده میشود و با حمایت مدیری تبدیل به یک برنامه خوب میشود و زمانی که آن مدیر نیز تغییر میکند انگار خط فکری عوض میشود و ادامه ساخت آن برنامه متوقف میشود.
وی افزود: همین امر باعثمیشود زمانی که مدیری از شبکهای به شبکه دیگری میرود؛ تهیهکنندگان شبکه قبلی نیز با مدیر جدید میروند و ما مشاهده میکنیم که مثلا برنامهای که تا دیروز از شبکه چهار پخش میشده با رفتن مدیر به شبکه یک آن برنامه نیز به شبکه یک رفته است.
وی درپاسخ به این سوال که آیا با تغییر ضرغامی و آمدن مدیران جدید امکان دارد رویکرد کلی تغییر کند یا نه؛ گفت: برای تهیهکنندگان تلویزیون بحران زمانی پیش میآید که یک مدیر گروه تغییر کند زیرا زمانی که مدیر گروه عوض میشود تهیهکننده متوجه میشود که هر لحظه امکان دارد برنامهاش حذف شود به همین دلیل عوض شدن مدیر گروه بغرنجتر از عوض شدن رئیس سازمان است.
وی با اشاره به اینکه تهیهکنندگان تلویزیون در خط مقدم برنامهسازی قرار دارند؛ افزود: تصور نمیکنم با تغییر راس هرم سازمان صدا وسیما تغییر زیادی در صدا وسیما به وجود بیاید زیرا عملکرد صدا و سیما در سالهای گذشته نشان داده که این سازمان دارای چارچوبهای مشخصی است که تهیهکنندگان نیز این چارچوبها را کاملا میشناسند.
حمیدیمقدم افزود: آنچه که ممکن است با آمدن رئیس جدید تفاوت بکند تغییر سلیقهها و نوع نگاه است زیرا هویت صدا و سیما مشخص است و هرگز تغییری نمیکند و این نگرانی در بین تهیهکنندگان تلویزیون وجود دارد که با آمدن یک مدیر جدید و تغییر سلیقه به برنامههای دیگری توجه شود.