بازی جبهه پایداری با مهرههای سنتی اصولگرا
ورود حسن روحانی به قوه مجریه و تنفس تازه اصلاح طلبان باعثشد تا اصول گرایان احساس کنند که اگر استراتژی مشخصی را برای انتخابات مجلس دهم نداشته باشند، به راحتی پارلمان را نیز به رقیب خود واگذار میکنند و همچون دوران اصلاحات و ریاست جمهوری ۸ ساله خاتمی، شاهد از دست رفتن دو قوه مجریه و مقننه خواهند بود.
«دشمن مشترک» مسئلهای که باعثشده است این روزها تمام جریانهای منتسب به اصولگرایی دم از وحدت سیاسی بزنند و بگویند که رسیدن به وحدت تنها راه حل نشاندن شاهین خوشبختی بر شانههای جریان راست ایران است. از موتلفههای سنتی تا تندروهای جبهه پایداری دم از وحدت میزنند و خواستار حضور تمام اصول گرایان زیر یک چتر هستند.
نامه نیوز با این مقدمه نوشت: اصولگرایان قبل از خرداد ۹۲ و در انتخابات مجلسهای هفتم، هشتم و نهم تقریبا با رقابت با یکدیگر پرداختند و گفتمانهای مختلف اصول گرایی سعی کردند فاتح کرسیهای سبز پارلمان شوند. اما ظهور گفتمان اعتدال که اتفاقا نزدیک به جریان چپ ایران یا همان اصلاح طلبان است باعثشده تا اصول گرایان بعد از گذشت ۱۲ سال رقابت درون گروهی به فکر احیای واژه «وحدت» در میان خود باشند.
ورود حسن روحانی به قوه مجریه و تنفس تازه اصلاح طلبان باعثشد تا اصول گرایان احساس کنند که اگر استراتژی مشخصی را برای انتخابات مجلس دهم نداشته باشند، به راحتی پارلمان را نیز به رقیب خود واگذار میکنند و همچون دوران اصلاحات و ریاست جمهوری ۸ ساله خاتمی، شاهد از دست رفتن دو قوه مجریه و مقننه خواهند بود.
جریان راست ایران برای این کار تصمیم گرفت اتحادی با حضور تمام جریانهای سیاسی را در دستور کار قرار دهد. اتحادی که در آن هم آیتالله مصباح یزدی حضور دارد هم آیتالله موحدی کرمانی هم رسایی و کوچک زاده و هم نبی حبیبی و بادامچیان. سیدرضا تقوی از تئورسینهای اصلی این اتحاد همگانی اعتقاد دارد که: «اصولگرایان باید شعار همه با هم را به جای همه با من سر دهند و هر نیروی اصولگرایی را نیروی خود بدانیم و من از روند کار همگرایی آینده خوبی برای اصولگرایی می بینم.»
حداد عادل دیگر چهره شناخته شده این جریان سیاسی که در مجلس هفتم ریاست پارلمان اصول گرایان را نیز بر عهده داشت نیز معتقد است که «مجلس آینده باید مجلس اصولگرا باشد. رقبای ما طعم شیرین پیروزی را در اثر وحدت چشیدهاند، آیا ما هم طعم تلخ شکست را در اثر تفرقه چشیدهایم؟»
این سخنان نشان میدهد که اصول گرایان وحدت را در دستور کار خود قرار دادهاند و برای رسیدن به مجلس دهم حاضرند با تندروترین افراد اصول گرا پشت میز بنشینند و دست وحدت به یکدیگر بدهند و به دشمن مشترک فکر کنند. همین ترس بزرگ باعثشده است که محمد نبی حبیبی دبیرکل حزب موتلفه اسلامی در سخنانی بی سابقه بگوید: «اصولگرایان راهی به جز وحدت و ائتلاف ندارند. شخصیتی مانند آیتالله مصباح میتواند محور و چتر قرار بگیرد.»
شاید برای بسیاری از اصول گرایان از جمله اعضای حزب موتلفه تصور رهبری آیتالله مصباح بر جریان اصول گرایی یک فرض محال بود امابا ورق خوردن صفحهای تازه از صحنه سیاسی کشور، مسیر تازهای پیش روی پای اصول گرایان گشوده شد. از دست دادن قوه مجریه، درگذشت دو زعیم بزرگ این جریان یعنی آیتالله مهدوی کنی و حبیب الله عسگراولادی، حاشیه نشینی ناطق نوری و سکوت عجیب آیتالله یزدی در قم، باعثشده است تا جریان راست ایران برای بقا در فضای سیاسی ایران دست خود را به سمت آیتالله مصباح یزدی، رئیس موسسه امام خمینی و رهبر معنوی جبهه پایداری دراز کنند.
اصول گرایان تصمیم گرفتهاند برای فرار از شکست به بازگشتی به اصل «شیخوخیت» داشته باشند و ریش سفیدی و رهبری فردی را در دستور کار خود قرار دهند. آنها در سالهای نه چندان دور تمام کارهای خود را بر اساس اصل ریش سفیدی انجام میدانند. جریان راست آن روزهای ایران برای تمام فعالیتهای سیاسی خود به سراغ نیروهای شناخته شده انقلاب میرفتند و گاهی نظر آیت الله مهدوی کنی را حجت قرار میدادند و گاهی به نظر سیاسی هاشمی رفسنجانی عمل میکردند. حاصل این پایبندی به شیخوخیت ارائه لیستهای واحد برای مجالس مختلف ایران بود. با ظهور احمدی نژاد و جریانهای نو ظهور اصول گرایی این اصل مهم نیز رنگ باخت و در جریان اصول گرایی هرکسی ساز خود را زد.
ظهور گفتمان تازه در جمهوری اسلامی ایران باعثشد تا اصول گرایان به دنبال احیای استراتژی قدیمی خود برای انتخابات مجلس دهم باشند اما با یک تفاوت بزرگ! اینبار تندور ترین نیروهای سیاسی ایران مورد مشورت جریان راست سنتی قرار گرفته است. مصباح یزدی را بسیاری از تندروترین و رادیکال ترین روحانی ایران میدانند که چندان اهمیتی برای رای مردم قائل نیست و اجتهادهای سیاسی خود را بردیگر نظرات سیاسی ترجیح میدهد.
اصول گرایان بنا بر تئوری دشمن مشترک که همان جریان اصلاحات در لباس اعتدال است، تصمیم گرفتند به سمت دشمن شماره یک این جریان سیاسی بروند تا از طریق آن فتح الفتوح مجلس دهم را رقم بزنند. جریان راست تصمیم گرفته است که به هرشکل ممکن به برتری سیاسی دست پیدا کند و چندان برایش مهم نیست که فردای پیروزی چه اتفاقی خواهد افتاد و همانطور که حداد عادل گفت: مجلس آینده باید مجلس اصول گرا باشد. حالا چندان فرقی نمیکند که رئیس این مجلس علی لاریجانی باشد، یا حداد عادل و یا حتی سعید جلیلی!
اصول گرایان به سرعت روزهایی که به همین بهانه دشمن مشترک، پشت احمدی نژاد ایستادند تا موسوی رئیس جمهور نشود را فراموش کردهاند. بسیاری از آنها بعد از فروکش کردن حوادث۸۸ و دیدن رفتار محمود احمدی نژاد اعلام کردند که از رای دادن به او پشیمان هستند. حالا بعد از گذشت ۵ سال از آن ماجرا بازهم میخواهند داستان احمدی نژاد را تکرار کنند.
جبهه پایداری و آیتالله مصباح یزدی قطعا پیروز این بازی تازه اصول گرایان هستند. آنها به راحتی و بدون دادن هیچ امتیازی رهبری اصول گرایان که دیروز پنجه در پنجه هم داشتند را در اختیار گرفتهاند و میتوانند پیروزی احتمالی را به نام خود و شکست را نیز به نام راستهای سنتی بزنند و از پایان عمر آنها در فضای سیاسی آنها سخن بگویند.
اصول گرایان برای فرار از پیوند با جریان رقیب در کشور راهی به جز پیوند با جریان تندرو خود پیدا نکردهاند حتی محمدرضا باهنر، چهره معتدل این جریان سیاسی معتقد است که ائتلاف اصول گرایان مهم تر از ائتلاف با اصلاح طلبان است.
با نگاهی به زمین بازی اصول گرایان برای انتخابات مجلس دهم به نظر میرسد که زمین بازی توسط راستهای سنتی مانند رضا تقوی چیده شده است اما این جبهه پایداری است که مهرههای بازی را جابه جا میکند.