دومین رمان عباس پژمان منتشر شد:
با سالها ترجمه، تجربههای فراوانی کسب کردهام

احساس میکنم دیگر ترجمه اغنایم نمیکند / وقتی احساس کردم خودم میتوانم بنویسم، چرا ننویسم؟ / " جوانی " رمانی است با فضای سیاسی و عاطفی که وقایع آن در سالهای پر التهاب ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۰ میگذرد.
ایلنا: عباس پژمان که سالها اهالی ادبیات و داستان او را به عنوان مترجمی از زبان فرانسه(و اسپانیایی) میشناختند، رسما ترجمه را کنار گذاشته و بعد از انتشار نخستین رماناش " من و بوف کور "، با انتشار دومین رمان خود با نام " جوانی " نویسندگی را ادامه میدهد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، رمان تازهی عباس پژمان با نام " جوانی " توسط نشر نگاه به چاپ رسیده و بعد از طی کردن مراحل اداری، به زودی وارد بازار نشر میشود.
وی درمورد دومین گام خود در حوزهی رماننویسی خاطرنشان کرد: این رمان از زمستان سال گذشته آغاز شد و اواسط تابستان امسال به اتمام رسید و آن را تحویل ناشر دادم. خوشبختانه مجوز این رمان خیلی زود آمد و هیچ مشکلی هم از لحاظ ممیزی متوجه آن نشد.
پژمان که مدتیست کار ترجمه را کنار گذاشته و قصد دارد رمانهای خودش را بنویسد، با اشاره به این تصمیم توضیح داد: احساس میکنم دیگر ترجمه اغنایم نمیکند زیرا با وجود اینکه مترجمان در ایران جایگاه نسبتا خوبی دارند اما به هر حال آثاری که ترجمه میشوند به نویسندگان دیگری تعلق دارند. از طرف دیگر وقتی احساس کردم خودم میتوانم بنویسم، چرا ننویسم؟
وی ادامه داد: مضاف بر اینکه ترجمه در ایران مشکلات و درگیریهای خودش را دارد؛ اینکه ممیزان به ترجمهات ایراد میگیرند یا نه؟ اینکه چطور کتابی را انتخاب کنی که مشکلی در ترجمه و انتشارش مشکلی نداشته باشد؟ از مشکلات و درگیریهای مترجمان در ایران است. همچنین گاهی احساس عذاب وجدان میکردم، زیرا حذف شدن و یا تغییر کردن بخشهایی از کتاب توسط ممیزان، به نوعی کار مترجم را هم زیر سوال میبرد و برایش مسوولیت آفرین است.
وی در پاسخ به این سوال که آیا تجربهی سالها ترجمه کرد آثار برجستهی جهان، روی نگارش رمانهایش تاثیری دارد یا خیر، پاسخ داد: اکثر نویسندهها هم مثل مترجمها مطالعه میکنند، حالا چه موضوع مطالعهشان آثار ایرانی باشد و چه آثار ترجمهای. اما تفاوت در دقت مطالعه است! زیرا مترجمها رمانهای خارجی را با دقت بیشتری میخوانند.
پِژمان اضافه کرد: البته من ۴۰ سال است که رمان میخوانم و برجستهترین آثار ادبیات جهان را خواندهام. بنابراین حتی اگر مترجم نبودم و قصد ترجمه نداشتم هم به دلیل علاقه، این مطالعات را داشتم. اما در کل مطالعه برای هر نویسندهای لازم است. و در پاسخ به سوال شما باید بگویم وقتی نوشتن را شروع کردم، دریافتم که تجربهی مطالعاتم چقدر به من کمک میکنند و از طرف دیگر دریافتم که غالب مشکل نویسندگان ما این است که مطالعهی خوبی نداشته و ندارند.
این نویسنده و مترجم درمورد تفاوتهای رمان تازهاش اظهار داشت: " جوانی " از لحاظ سبکی و فرمی کاملا با رمان قبلیام متفاوت است. با اینکه این رمان در واقع حاصل یک فکر است، سعی کردهام خود داستان برای مخااطب به طور مستقل جذاب باشد و خوانندهها حتی بدون ورود به لایههای درونی داستان، با آن ارتباط برقرار کنند.
این نویسنده در توضیح رمان " جوانی " به توضیحات پشت جلد اشاره کرد و گفت: جوانی رمانی است با فضای سیاسی و عاطفی که وقایع آن در سالهای پرالتهاب ۱۳۵۵ تا ۱۳۶۰ میگذرد و شخصیتهایش دانشجویان آن سالها هستند.
وی همچنین درمورد فعالیتهای آتی و کنونیاش خبر داد: با انتشار " جوانی " خیالم راحت شد و از فردا مینشینم و رمان بعدیام را آغاز میکنم. زیرا در انتشار کتابهایم واقعا وسواس دارم و معمولا تا زمان انتشار، درگیر وضعیت و چگونگی انتشارش هستم.
بخشهایی از رمان:
در ساختمان باز و بسته میّود. انگار باز صدای پایی در راهرو میآید. آن وقت باز سه تا تقِ آهسته و مردد به در اتاق میخورد. از جایم بلند میشودم. کیه؟ این بار زود از جایم بلند شدو. در را که باز میکنم او در راهرو ایستاده است.
" سلام. صبح مگر درس نداشتی؟ انگار دیر رفتی مدرسه؟ "
میگویم: " سلام. حالم خوب نبود. دیر از خواب بیدار شدم. "
میگوید: " میتوانم یک دقیقه بیایم تو؟ "
دست و پایم را گم کردهام. میگویم: " فقط یک لحظه "
برمیگردم بالش را میگذارم سر جایش. رو انداز تخت را مرتب میکنم. میآید تو. بستهای را از کیفش درمیآورد. ظاهرا کتاب کوچکی است که با کاغذ سفید خوشرنگی کادویش کرده است. بسته را میدهد به من و لبخند میزند…