از پیشروی انصارالله تا سانسور رسانهای عربستان
مصادره پیروزیهای انصار الله و کمیتههای مردمی یمن، شیوهای است که در طول شش ماه گذشته باعث شده تا دستاوردهای میدانی یمنیها مصادره و سانسور شود که در نتیجه آن نهایتاً ۱۵ تا ۳۰ درصد اخبار آن هم به نفع عربستان در سطح جهان منعکس شده است.
پرونده یمن و دخالت نظامی آل سعود اگر چه به لحاظ استراتژی نظامی و مدل حملات، شکل تازهای در خود ندارد اما با نگاهی به درونمایه اقدام سعودیها در جای جای پلان یمن، میتوان به این نتیجه رسید که اولاً عربستان و نظامیان این کشور نه تنها قدرت ارزیابی و طرحریزی بسیار ضعیفی در طرح و اجرای سناریوهای نظامی اعم از هوایی، دریایی و زمینی دارند، بلکه برای پنهان کردن نتایج معکوسی که از حمله به یمن به دست آوردهاند، توپخانه رسانهای خود را تا دندان مسلح کردهاند تا بتوانند با درج و نشر اخبار کذب و ناصحیح، انشعابی به سهم خود در سطح رسانههای عرب زبان ایجاد کنند و به موازات آن هم رسانههای مخالف یمن و همسو با عربستان به این اخبار استناد خواهند کرد.
آن چیزی که در مورد مساله یمن و به بیان کلی مسائل سیاست بینالملل باید مد نظر قرار گیرد، این است که مناقشات منطقهای و فرا منطقهای در تمامی سطوح دارای یک مبداء، خط سیر و یک مقصد است.
مبداء هر مناقشه سیاسی کاملاً مشخص است. به عبارت دیگر اگر موضوع مورد بحث و جدل حول محور اقتصادی یا سیاسی بوده و راه حل آن در گفتوگو نهفته باشد، طرفین سعی میکنند تا به نحوی آن را در چارچوب دیپلماسی سر و سامان بدهند. اما اگر این موضوع مانند پرونده اوکراین، بحران موشکی کوبا (خلیج خوکها) و سایر مباحث باشد، شاهد مداخله نظامی از سمت یکی از طرفین خواهیم بود که گاه به صورت نیابتی و گاه به صورت مستقیم اجرا خواهد شد.
یمن؛ جنگ تحمیلی دوم
با این پیشفرض اگر وارد بحث یمن شویم، به راحتی دریافت میکنیم که مبداء جنگی که امروزه در یمن رخ داده است، مقامهای حاکم بر ریاض هستند و ادبیات آنها باعث شده تا از جنگ یمن به عنوان «جنگ تحمیلی دوم» یاد شود. به گونهای که عربستان علاوه بر اینکه یمن را حوزه نفوذ سنتی خود میداند، نگران توسعه و شیوع تفکر غیر وهابی و سلفی در یمن است.
روزهای اول فروردین ماه سال جاری بود که اولین خبرها از حمله هوایی جنگندههای سعودی بر فراز یمن مخابره شد. از همان جا بود که خط سیر مداخلات عربستان در یمن کلید خورد و در مراحل اولیه شاهد حجم بسیار زیادی از بمباران علیه تاسیسات زیربنایی صنعا و استانهای دیگر بودیم و تا به امروز در مدت بیش از شش ماه نظارهگر بدترین و گستردهترین بمبارانهای تاریخ آن هم نه در صحرای آفریقا بلکه در کشوری که مملو از جمعیت جوان و زنان و کودکان است، بودیم.
نکتهای که در این بین و قبل از اینکه به تشریح مقصد حملات سعودیها برسیم، میبایست ذکر شود این است که اقدامها و حملات عربستان به یمن از طریق هوا، تکمیل کنندهای به نام گروهکهای تروریستی در زمین دارد که آن هم عبارت است از القاعده و داعش.
القاعده و داعش، پیادهنظام راهبردی ریاض در یمن
شاید پرسشی مطرح شود که چرا القاعده به میدان آمده است؟ همگان به خوبی میدانند که سعودیترین گروهک تروریستی که از دل مدارس مذهبی ریاض و درههای فرغانه در افغانستان خیزش کرده، القاعده بوده که همچنان و با وجود اینکه نسخه جدید آن یعنی داعش را در برابر خود دارد، به فعالیت خود ادامه میدهد. به بیانی دیگر اگر منبع تغذیه القاعده را «پترو دلارهای سعودی» بدانیم و البته نگاهی هم به قدمت القاعده بیاندازیم، به خوبی متوجه خواهیم شد که هر جا عربستان رسماً و آشکارا وارد کارزار و میدان جنگ شده است القاعده حضور داشته و همانگونه که در ابتدا به یمن که حوزه نفوذ و مانور سنتی عربستان بوده است اشاره شد، کاملاً این مفهوم از آن برمیآید که سعودیها فرزند نامشروع خود یعنی القاعده را عامداً و آگاهاً به یمن روانه کردهاند.
از طرف دیگر، شاهد حضور داعش در کنار القاعده (البته به تفکیک جغرافیای نفوذ تعریف شده) هستیم که به گفته منابع محلی یمن یکی از دلایلی که موجب کند شدن عملیات انصارالله و کمیتههای مردمی علیه نظامیان ائتلاف عربی ( اعم از نیروهای امارات و عربستان) در یمن شده است حضور داعش و القاعده در زمین رزم یمن است که این موضوع موجب شده تا نیروهای یمنی توسط عناصر این گروهها مشغول شوند تا نیروهای زمینی ائتلاف عربی وارد خاک یمن شوند که این مدل از فعالیتها طرحریزی شده توسط اتاق جنگ ریاض است.
بحث دیگری که موجب به تعویق افتادن فعالیت یمنیها و مبارزات آنها علیه عربستان و نیروهای همسو با آنها شده است، وجود حجم گستردهای از کشتهشدگان و اجساد مردم یمن است که باعث شده تمرکز کمیتههای مردمی به هم بریزد. به صورتی که بر اساس اعلام مقامهای رسمی و محلی یمن و همچنین گزارشهای منتشر شده توسط «ائتلاف مدنی رصد حملات عربستان» در یمن، رقمی بالغ بر هفت هزار نفر در حملات عربستان کشته شدهاند که در بین آنها هزار و ۳۰۰ کودک و هزار و ۱۰۰ زن وجود دارد.
همچنین در زمانی که بنادر، فرودگاهها و مواضع نظامی یمن توسط جنگندههای سعودی بمباران میشد، چند مرکز آموزش نظامی هم از بین رفته است که حدود ۶۰۰ سرباز در این حملات کشته شدهاند و همین موضوع یکی از مباحثی است که موجب شده اقدامهای یمنیها علیه نیروهای ائتلاف تا حدودی با کندی پیش برود که البته در هفتههای گذشته به خصوص در «عملیات صافر» کمیتههای مردمی و انصارالله توانستند با بهرهگیری از تاکتیکهای نظامی بومی و عبور از موانع طبیعی ضربه سنگینی را به عربستان و نیروهای اماراتی حاضر در میدان وارد کنند.
صعده و دروغگویی کانالیزه به سبک آل سعود
نکته بسیار مهمی که در این بین و خصوصاً در مورد عملیات صافر و سلسله عملیات های نظامی علیه نیروهای ائتلاف عربی در جنوب و سایر نقاط یمن باید مد نظر قرار گیرد، سانسور رسانهای عربستان و حتی هدف قرار دادن رسانهها و شبکههای خبری یمن توسط نیروهای نظامی آل سعود و کشورهای دخیل در ائتلاف است. به گونهای که در بمباران استان صعده که توسط جنگندههای سعودی صورت گرفت، بیمارستان زنان و زایمان این استان آسیب بسیار جدی دید و تعداد زیادی از زنان و کودکان یمنی کشته شدند اما خبر این مساله توسط رسانه های عربی و سعودی سانسور شد یا اینکه خبر آن با فوت وقت منتشر شد.
باید دانست که صعده دوبرابر نقاط دیگر یمن بمباران شده است و از پنج بخش تشکیل شده که در حال حاضر چیزی در حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر از شهروندان یمنی در آنجا در تحریم و محاصره به سر میبرند. تا جایی که هر خودرو یا موجود زندهای که قصد ورود به این منطقه را دارد، بدون شک مورد حمله سعودیها قرار خواهد گرفت. به عنوان مثال ۱۳ نفر از زنانی که اقدام به انتقال آب به صعده کرده بودند، در بمبارانی که توسط ائتلاف عربی صورت گرفت، یکجا کشته شدند اما متاسفانه هیچگونه خبری از این موضوع در سطح رسانههای بینالمللی منتشر نشد. حتی وخامت اوضاع تا جایی پیش رفته است که در تماسی که توسط ائتلاف مدنی رصد حملات عربستان با ساکنان این استان گرفته شده است، آنها اعلام کردهاند که ما قبرهایمان را هم آماده کردهایم و تنها منتظر بمباران بعدی عربستان هستیم.
شاهزاده امارات؛ مرگ یا کشته شدن
نمونههای بسیار زیادی از دروغپردازیها و انتشار اخبار کذب توسط الجزیره، العربیه و حتی روزنامههای سعودی و اماراتی به همراه شبکههای تلویزیونی که با بودجه آلسعود پایهگذاری و تقویت شدهاند، وجود دارد. به عنوان مثال در اواخر شهریور ماه سال جاری خبری مبنی بر اینکه «راشد بن محمد بن راشد آل مکتوم» پسر ۳۴ ساله حاکم دبی بر اثر سکته قلبی جان خود را از دست داده است، توسط رسانههای عربی منتشر شد که به همین دلیل سه روز عزای عمومی در امارات اعلام شد. اما پس از مدت کوتاهی برخی منابع اعلام کردند که این شاهزاده اماراتی در یمن حضور داشته و بر اثر درگیریهایی که میان کمیته های مردمی یمن و نیروهای ائتلاف عربی رخ داده است کشته شده و البته نباید فراموش شود که تعداد زیادی از این اخبار برای تحتالشعاع قرار دادن وضعیت میدانی یمن و مخفی کردن ضرباتی است که عربستان متحمل شده است.
حتی پس از عملیات صافر، رسانههای سعودی به صورت غیر مستقیم اعلام کردهاند که تنها یک تا دو فروند از بالگردهای هجومی آپاچی توسط نیروهای یمنی سرنگون شده است اما اخباری که توسط نیروهای حاضر در میدان رزم یمن به خصوص صنعا و جنوب این کشور منتشر شده است، حکایت از سرنگونی ۱۰ تا ۱۵ فروند از این بالگردها دارد.
فرجام سخن:
مقصد و انتهای اهداف عربستان در کوتاهمدت تصرف جنوب یمن و درگیر کردن تعداد بیشتری از عناصر داعش و القاعده علیه یمنیها است تا بتواند از این طریق زمان را از نیروهای یمنی بگیرد و آنها را مشغول جنگ با تروریستها کند تا بتواند فکری جدید برای برونرفت از باتلاق یمن بکند. در راستای این موضوع هم بمباران خبری غلط و فضاسازی رسانهای مسموم علیه یمنیها به کمکی بزرگ و البته قدیمی برای سعودیها تبدیل شده است. عربستان و ائتلاف عربی همانطور که در سانسور اخبار مربوط به استانهای حضرالموت، مآرب، جیزان، عدن، نجران، الاثیر، العبره و صنعا از هیچ اقدامی کوتاهی نمیکند، در مصادره اخبار و هدایت افکار عمومی در مورد تنگه باب المندب هم فعالتر از گذشته بوده که البته تصحیح این اخبار توسط منابع یمنی صورت گرفت و بر همگان ثابت شد که خبر مصادره تنگه استراتژیک باب المندب توسط عربستان کذب محض بوده است.
گزارش: فرشاد گلزاری