بهرامی در نشست «افغانستان یکسال پس از سقوط»:
استمرار وضع موجود قویترین گزینه در قبال افغانستان در آینده نزدیک است/ تماس ایران با طالبان اجتنابناپذیر است
سفیر پیشین کشورمان در افغانستان گفت: ایران با طالبان پیش از ۲۰۲۱ تماس داشت و این امر اجتناب ناپذیر است. وفتی شما ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارید و بخشی از این مرز در اختیار طالبان است پس تماس اجتنابناپذیر است کما اینکه ما در طول جنگ ٨ ساله در بغداد کاردار داشتیم.
به گزارش خبرنگار ایلنا، محمدرضا بهرامی در نشست «افغانستان یک سال پس از سقوط؛ زمینهها، روندها و آثار منطقهای سقوط جمهوریت در افغانستان» گفت: آغاز مذاکرات دولت آمریکا با طالبان بصورت مستقیم و عبور آمریکا به عنوان یکی از حامیان دولت افغانستان از حمایت از این دولت را میتوان گذر از نظم موجود تعبیر کرد. برداشت طرف آمریکایی این بود که دولت افغانستان قادر به تأمین منافع آمریکا نیست. در سقوط کابل، نظم ناشی از اجلاس بن هم فروپاشید.
وی ادامه داد: امروز شاهد پدیدهای به نام امارت اسلامی هستیم اما مبانی حکمرانی این امارت مشخص نیست. البته قاضیالقضات امارت اسلامی عقاید خود را در خصوص ساختار حکومت در کتابی بیان کرده است و مقدمه این کتاب از سوی مولوی هبتالله رهبر طالبان نوشته شده است که به معنی تایید این ساختار است؛ با این حال به نظر میرسد هنوز این مبانی مورد پذیرش همه طرفین قرار نگرفته است.
سفیر پیشین کشورمان در افغانستان گفت: در جریان مذاکراتی که میان نمایندگان جمهوریت و طالبان در دوحه صورت گرفت، برای ساختاری که دوران گذار را مدیریتی کند توافق شد اما با خروج غیرمترقبه مقامات دولت افغانستان نوعی خلأ قدرت شکل گرفت که توسط نیروهای شبکه حقانی که اطراف کابل حضور داشتند، پر شد. با توجه به اختلاف نظرات در جناحهای مختلف طالبان، این در دست گرفتن قدرت توافق دوحه را بیاثر کرد. حالا سوال این است که آیا این خروج یک اتفاق یا توافقی با شبکه حقانی بود؟ پاسخ به این سوال فضا را روشن میکند.
وی ادامه داد: در طول یکسال تسلط طالبان هنوز هیچ دولتی طالبان را به طور رسمی مورد شناسایی قرار نداده است. ماهیت رابطه طالبان با گروههای افراطی بسیار پیچیده است به این معنا که روابطشان به شدت به هم تنیده است. طالبان در این مدت به نوعی میانجی این گروهها و گروههای معارض آنها بوده است و ما این مسأله را در میانجیگری طالبان میان تحریک طالبان پاکستان و دولت پاکستان شاهد بودیم. البته دو گروه در این حوزه مستثنی هستند که یک داعش است که ماهیت این ارتباط تعارضی است و من اختلاف را در قدرت میدانم و گروهبندی القاعده است.
وی افزود: در موضوع ترور رهبر القاعده در کابل باید به این مسأله توجه کنیم که اطلاعات مرتبط با رهبر القاعده توسط یکی از اعضای طالبان به آمریکا ارائه شده است. این اتفاق در تشدید اختلافات داخلی طالبان اثرگذار است. یک فرضیههای مطرح شده این است که بعضاً یکی از همسایگان افغانستان را در همکاری درگیر میکند و ما نیازمند اطلاعات بیشتر هستیم. اگر این فرضیه درست باشد یعنی جناحی در طالبان که با همسایه همکاری داشتند در جریان این حادثه غافلگیر شدند یا همکاری داشتند.
بهرامی گفت: توافق دوحه حاصل ١٨ ماه مذاکره بود و این توافق منجر به امضای متن مشترک شد و تایید سازمان ملل را گرفت. میخواهم ابراز تردید کنم که آمریکا همه این اتفاقات را رقم زد که افغانستان را ترک کند؟ آمریکا دسترسی افغانیها نسبت به دارایی هایشان را مسدود کرد و نشان داد حاضر به هیچگونه تعامل با طالبان نیست. در فروردین ماه امسال همزمان با ممنوعیت تحصیل دختران ارتباط سیاسی آمریکا با طالبان قطع شد اما ارتباطات نظامی باقی ماند. دو تا نکته برتری آمریکا مهم است که یکی بعد امنیتی است و واشنگتن میخواهد منبع تهدیدات امنیتی با منشا طالبان را کنترل کند و موضوع دوم استفاده از جغرافیای افغانستان و برتری دسترسی به آسیای مرکزی است.
وی ادامه داد: آمریکاییها به دنبال تشویق نیروهای گریز از مرکز در مقابل روسیه هستند. به لحاظ نظامی افغانستان را ترک کردند و افغانستان دیگر اولویت بالایی ندارد اما من معتقد نیستم افغانستان به صورت کامل رها شده باشد.
این کارشناس مسائل افغانستان گفت: دو نیرو امروز با طالبان مقابله میکنند که البته کاملا با هم متفاوت هستند که یکی داعش و دیگری جبهه ملی مقاومت است. در مورد نوع برخورد با داعش همه چیز از جمله نوع رویکرد مشخص است اما در خصوص جبهه ملی هنوز نشانهای ندیدم که رویکرد این گروه ناشی از حمایت کشورهای غربی باشد.
وی ادامه داد: گزاره بعدی من در خصوص رقابت جهانی ژئوپلیتیک است که به سمت دریا رفته است و بحران جزایر سلیمان و اخیرا بحران تایوان نشان میدهد مسیر ژئوپلیتیک دریا است و تنها مورد زمینی بحث اوکراین است. امروز خاورمیانه در حال بازتعریف است و مجموعه تحولات غرب آسیا نشان میدهد منطقه غرب آسیا خودش را بازتعریف میکند و در این بازتعریف ببینید اهمیت افغانستان چقدر تغییر کرده است.
وی افزود: در خصوص بحران افغانستان فعلا اجماع وجود ندارد و نوعی رقابت وجود دارد. هنوز در افغانستان مفهوم ملت دولت شکل نگرفته است. چند سوال مطرح است؛ سرنوشت توافق دوحه چه میشود؟ در صورت استمرار تعامل طالبان با القاعده، تعامل غرب با طالبان میسر خواهد بود؟ وضعیت مناسبات داخلی قدرت در مجموعه طالبان چگونه خواهد بود؟
بهرامی گفت: برداشت من این است که افغانستان همچنان در دوران گذار است. با ذهنیت بدبینانه ما اجماعی در خصوص آینده افغانستان نداریم و بحران اوکراین بر حجم اختلافات افزوده است. ارتباط کشورها با طالبان بر مبنای منافع موضوعی شکل میگیرد. یکی از نتایج حادثه کشته شدن ایمن الظواهری این است که فرآیند به رسمیت شناختن در دستور کار نباشد. گفتیم که بیاعتمادی میان طالبان و غرب بعد از موضوع رهبر طالبان به معنای قطع روابط نیست چرا که فکر میکنند مقابله با افراطگرایی نیازمند حفظ تعامل با طالبان است. استمرار وضع موجود قویترین گزینه در قبال افغانستان در آینده نزدیک است.
سفیر پیشین کشورمان در بخش دیگری از این نشست در پاسخ به سوالات مطرح شده گفت: افغانستان نباید با فروپاشی مواجه شود که بزرگترین تهدید برای منطقه است. یکی از دلایلی که ارسال کمکهای انسانی به افغانستان در کنار مهار تروریسم وجود دارد جلوگیری از فروپاشی این کشور است.
وی همچنین در پاسخ به سوال دیگری گفت: ایران با طالبان پیش از ۲۰۲۱ تماس داشت و این امر اجتناب ناپذیر است. وفتی شما ۹۰۰ کیلومتر مرز مشترک دارید و بخشی از این مرز در اختیار طالبان است پس تماس اجتنابناپذیر است کمااینکه ما در طول جنگ ٨ ساله در بغداد کاردار داشتیم.