جلسه نقد كتابهاي آتور شوپنهاور در شهر كتاب مركزي
فلسفه بيان آرزوهاي ماست
فيلسوفان بزرگي مثل نيچه و فرويد از شوپنهاور تاثير گرفتهاند/صداقت روح راستين فلسفه است/ اين كتاب دو جلد بوده و بهتر بود در دو جلد ترجمه ميشد/ در وضعيت آموزش فلسفه در كشور نقصان بزرگي وجود دارد.
جلسه نقد و بررسي كتاب «جهان همچون اراده و تصور» و «جهان و تاملات فيلسوف»نوشته آرتورشوپنهاور با ترجمه رضاوليياري ديروز با حضور دو استاد فلسفه، فاني و عبدالكريمي در شهر كتاب مركزي برپا شد.
به گزارش ايلنا،در اين جلسه كه با حضور مترجم جوان اين كتاب رضاوليياري، برگزار شد،آقاي كامران فاني و بيژن عبدالكريمي به عنوان منتقدان وآقاي علياصغر محمدخاني به عنوان مجري اين مراسم را بر عهده داشتند.
در ابتداي اين جلسه آقاي محمدخاني با معرفي مترجم كتاب و توضيحي در باب كتابهاي پيشين شوپنهاور بحث خود را آغاز كرد و گفت: تاكنون كتابهاي زيادي از شوپنهاور ترجمه نشده است و اگر هم كتابي بود، يا زندگينامه بوده است.
وي با اشاره به بزرگاني چون نيچه و فرويد كه از شوپنهاور تاثير گرفتهاند افزود: رضا وليياري مترجم 27 سالهاي است كه درس خود را در رشته فني رها كرد و با علاقه شخصي به مطالعه، فلسفه و ادبيات پرداخت و توانست كار به اين بزرگي را ترجمه كند. او با تاكيد بر اينكه شوپنهاور حتي در دوران زندگي خود فرد منزوي و تنهايي بود اضافه كرد: آثار و عقايد او حتي در زمان خودش استقبال زيادي نميشد.
صداقت روح راستين فلسفه است
رضا وليياري به عنوان مترجم اين كتاب دقايقي براي حاضرين در باب كارخود صحبت كرد.
وي با اشاره به اينكه اين كتاب را از زبان انگليسي ترجمه كرده است، گفت: قصد من از ترجمه اين كتاب اين بود كه خواننده يك ديد كلي از فلسفه شوپنهاور داشته باشد واگر بعدها كتابي از او ترجمه شد مردم زمينهاي ذهني از او داشته باشند.
من اثر اول را بيشتر حسي ترجمه كردم. ولي در اثر دوم كه در سن 24 سالگي آن را ترجمه كردم از ابتدا دو كلمه اراده و تصور را در ذهن داشتم. او با ذكر اين نكته كه برخلاف نام كتاب در شروع متنها ابتدا با تصور روبرو ميشويم بعد با اراده، افزود: شوپنهاور هم ابتدا پاسخ مسئله را يافته و بعد به دنبال راهحل آن رفته، او به ما ميآموزد كه بايد ابتدا با خود صداقت داشته باشيم، چرا كه صداقت روح راستين فلسفه است.
اراده و تصور دو پايي هستند كه سيستم اندام وارشوپنهاور بر روي آنها حركت ميكند، به دليل ارادت خاصي كه به كانت و عقايد او داشته هميشه او را از فلاسفه جدا ميكند،تاثير زيادي كه آرا شوپنهاور در علم داشته بيشتر از سال100 قبل از انيشتن بوده كه راجع به تبديل ماده به انرژي صحبت كرده او اصول علمي را به زبان ساده بيان كرده بود.
وي با ابراز تاسف از اينكه نيچه و فرويد كه بيشترين تاثير را از شوپنهاور گرفتهاند بعدها آن را فراموشي كردهاند بحث خود را پايان داد.
اين كتاب در همه زبانها در دو جلد ترجمه شده است
كامران فاني به عنوان اولين منتقد به بررسي اين كتاب پرداخت، او كه خود تاكنون چندين مقاله از شوپنهاور را ترجمه كرده است. اين اثر را بسيار خوب و قابل توجه دانست او سخنان خود را با اين بحث كه علاقه ما به فلسفه به چه دليل است آغاز كرد و گفت: اين علاقه يا به خاطر بيان واقعيت توسط فلسفه است يا اينكه شايد فلسفه بيان آرزوهاي ماست.
وي با اشاره به اينكه آنچه كه در همه فلاسفه ميتوان پيدا كرد در شوپنهاور يكجا جمع شده است افزود: اولين ايرادي كه از اين كتاب من دارم اين است كه چرا در يك جلد چاپ شده است، چرا كه اصل اين كتاب دو جلد بوده و جلد دوم سالها بعد به صورت اضافات به بخش اول افزوده شده است .، اين كتاب در چهار بخش تدوين شده كه به اين شكل است. دفتر اول تصور ، دفتر دوم اراده، دفتر سوم هنر و دفتر چهارم اخلاق است، دفتر سوم نگاهي به دفتر اول و دفتر چهارم نگاهي به دفتر دوم دارد. و ديگر ايرادي كه از نظر من وارد بود بر اين كتاب، نبودن اصطلاحات لاتين كلمات در پاورقي يا انتهاي كتاب است.
وضعيت آموزش فلسفه در كشور ما نقصان بزرگي دارد
بيژن عبدالكريمي منتقد آخر اين جلسه سخنان خود را با بيان نقصان بزرگي كه در آموزش فلسفه در ايران وجود دارد آغاز كرد و گفت: من از سال 62استاد فلسفه دانشگاه هستم اما درسهايي كه تدريس ميكنم به طور كلي يك دوره تاريخي نيمه دوم قرن 19 را ندارد و اين دوره شامل فلاسفه بسياري ميشود. شايد يكي از دلايل مهجور ماندن شوپنهاور همين است.
وي در ادامه افزود: دنياي او يك جور دنياي نيهيليستيك است، فلسفه شوپنهاور يك عكسالعمل در برابر جنبش ايدئوليسم آلماني است. شوپنهاور ميگويد معرفت بيشتر ارزشزيستي دارد و تفكر تابعي از زندگي است. او دشمن بزرگ هگل است و معتقد است آنها به ما دروغ ميگويند.
وي در ادامه به تفاوتهاي كانت و شوپنهاور پرداخت و گفت: شوپنهاور معتقد است جهان يك اراده محض و يك تحقق است يك كنش محض، يك كوشش بيپايان است و اين درست برخلاف جهان هگلي است. در جهان شوپنهاوري عقلانيت را نميبيند. كانت معتقد است من فقط به آنچه در ذهنم است دسترسي دارم. ولي شوپنهاور غير از اين فكر ميكند.
او سخنان خود را با اين موضوع به پايان برد كه: من در مورد اين موضوع كه بعد از هر فيلسوف جهان تماما تحت تاثير فلسفه او قرار ميگيرد خيلي موافق نيستم و در اين كتاب شوپنهاور از طرفي عقايد كانتي و ضد كانتي را همزمان مطرح ميكند.
پايان پيام
1388/6/4 - 13:01:27
کد خبر : 73401
اعلام نظر