يادداشتي از علي حيدري؛ كارشناس تأمين اجتماعي
ضرورت تسجیل مطالبات اجتماعی مردم در رقابتهای انتخاباتی ریاست جمهوری با رویکردی به تأمین اجتماعی
آیا قول ميدهید که از سازمان تأمین اجتماعی و شرکتها و موسسات وابسته و تابعه آن به عنوان حیاط خلوت سیاسی استفاده نشود؟
مقدمه:
موسم انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران فرا رسیده است و به هر تقدیر کشور ما فاقد نظام حزبی و صنفی بالغ و نهادینه است ( علیرغم عمر بسیار زیاد برخی تشکلهای حزبی ) که بتوانند سامانگر و نمایانگر مطالبات واقعی مردم و اقشار فکری و صنفی جامعه باشند و کارکرد رسانههای موجود که ميبایست نقش رکن چهارم اجتماع ودموکراسی را ایفاء نمایند، از روایی و اعتبار لازم برای نمایندگی و بیانگری مطالبات واقعی مردم و اقشار فکری و صنفی، برخوردار نیست.
نگاهی به رقابتها و یا بهتر بگوییم منازعات انتخاباتی حاضر نشان ميدهد که دعوی و داعیه غالب و مسلط بر این رقابتها بحث " خدا " و "خدمت" نیست. نقل به مضمون تعبیر زیبایی از امام راحل است که فرمودند "اگر 124000 پیامبر الهی را در یکجا و یک زمان گرد هم بیاوریم، هیچ اختلافی در بین آنها مشاهده نميشود " لابد به این علت که عناصر خدا و خدمت در نزد آنان غالب است ! ولی در نقطه مقابل مختصر تحلیلی از منازعات و رقابتهای انتخاباتی که هر از چند گاهی بر کشور حادث ميشود، بخوبی مصداق بارز این حدیث است که ميفرماید " آخر من اخرج من قلوب الصدیقین حب الجاه "
همانطور که اشاره شد دموکراسی در کشورما نهادینه نشده است و به قول یکی از بزرگان هنوز در شرایط قبل از مشروطه به سر ميبریم و اکنون شبه دموکراسی جای خود را به شبح دموکراسی داده است.احزابی داریم با مرامنامه که دبیرکلش مرام ندارد یا آن مرام را ندارد و از دبیر کل حزب دیگری در انتخابات حمایت ميکند و حزبش بیانیه رسميدر حمایت از کاندیدای دیگری ميدهد و توجیه ميکند که دبیرکل دوماه مرخصی گرفته است ( مرخصی گرفتن از حزب هم از عجایب آخرالزمان است که تنها در دموکراسی ایرانی ميتوان یافت) اعضای شورای مرکزی چند حزب، مشاور دبیرکل حزب دیگری ميشوند و احزاب سفارشی و انشعابات موسميدر احزاب چند دهه ای حادث ميشود و پس از انتخابات احزاب مزبور به خواب زمستانی ميروند و انشعابات فروکش ميکند. احزابی تأسیس شده اند ولی ميگویند تا بعد از انتخابات در خصوص انتخابات اظهار نظر نميکنیم ! و یا احزابی ميگویند در فاصله دور اول و دور دوم اظهار نظر ميکنیم ! یک نفر پیدا شده که ميگوید من احزاب را قبول ندارم و به آنها نیاز ندارم ! ولی احزاب زیادی خود را متعلق به او و او را متعلق به خود ميدانند و از او حمایت ميکنند. یک عده تا همین اواخر زمین و زمان را به هم ميبافتند و به نقد یک نفر یا یک جریان ميپرداختند و الان روزه سکوت گرفته اند و احتمالاً ثواب روزه هم مطالبه ميکنند و یک عده هم فردی را منجی و قهرمان اسطوره ای و اهورایی کردند و الان همان تقدیس و تقدس را برای دیگری ميسرایند. عده زیادی از تمامينحلههای سیاسی از دولت ائتلافی سخن ميگویند، در حالی که ساختار سیاسی کشور اجازه تشکیل دولت ائتلافی نميدهد و ترکیب مجلس و زمان انتخابات آن با انتخابات رئیس جمهور ارتباطی ندارد و رئیس جمهور حتی نميتواند به حزب یا گرایش خود قول چند وزارتخانه بدهد، چرا که امکان دارد مجلس به آن افراد رأی اعتماد ندهد !
یک عده در ظاهر برای کاندیداتوری آنچنان ادا، اطوار و عشوه ميریزند که اگر حتی انتخاب هم بشوند مردم و رأی دهندگان نميتوانند از آنها انتظار تحقق وعده و حتی تمشیت امور جاری مملکت را داشته باشند چون مثلاً به زور آمده اند و رنج نشستن بر سریر قدرت را بر خود هموار ساخته اند ! و...
حالیه فضای بلبشو وهردمبیل سیاسی نشانگر این است که نه تنها جامعه پوپولیستی داریم بلکه دچار نخبگان پوپولیست هستیم. شاید در یک جامعه توسعه نیافته، بتوان از بخشی یا قاطبه مردم تظاهرات و گرایشهای پوپولیستی سراغ گرفت. ولی بروز این تظاهرات و گرایشات پوپولیستی در بین نخبگان فقط در ایران ميتواند رخ دهد. فرض این است که افرادی که حزب راه مياندازند و بویژه در ارکان احزاب چند ده ساله حضور ميیابند و القاب مهندس و دکتر ( آکسفوردی و غیر اکسفوردی ) را یدک ميکشند، نخبه هستند ( فرض که محال نیست ) و مرامنامه حزب را پذیرفته اند و از همه مهمتر اینکه مدعی هستند که بخشی از جامعه را نمایندگی ميکنند و علی القاعده بایستی مرامنامه حزب و یا مطالبات هواداران خود را نمایندگی کنند و قبل از انتخابات آن را تبیین و با کاندیدای مورد حمایت خود مطرح و به توافق برسند و پس از پیروزی کاندیدای مزبور، آن را مطالبه و در عملکرد کاندیدای مزبور رصد نمایند. برخی گرایشات، حال آنکه نوشتهها و اقوال ارکان احزاب حاضر در کشور را در یک جامعه بالغ و توسعه یافته، حتی از یک سمپات یا هوادار حزب هم نميپذیرند. در کجای دنیا و پست ترین و عقب مانده ترین جوامع به هوادار یا سمپات و یا عضو یک حزب اجازه ميدهند از فردی در حزب دیگر حمایت کند و یا به ارکان حزبی اجازه ميدهند از کسی حمایت کنند که اصلاًاحزاب را به هیچ ميانگارد و در علن و حضر بر بی نیازی خود به احزاب فریاد بر ميآورد. در کجای دنیا با ساختارسیاسی و تفکیک قوا به نحوی که در ایران است و فردی ميتواند از دولت ائتلافی حرف بزند و به او نخندند. وقتی در مملکت ما رئیس جمهور حتی از مجلسی که هم خط اوست نميتواند برای هم خطان خود رأی اعتماد بگیرد.
در بخش تشکلهای صنفی و رسانهها نیز وضع بر همین منوال است. اگر از احزاب و تشکلهای سیاسی بپذیریم که سیاسی کاری را پیشه خود سازند، دیگر از اتحادیهها و تشکلهای صنفی نميتوان انتظار داشت که مطالبات و انتظارات قشر یا اقشاری که مدعی نمایندگی آن هستند را فدای مطامع سیاسی احزاب و یا افراد نمایند.
به عنوان مثال در بسیاری از کشورهای عقب مانده وقتی مجلس یا دولت و یا یک دستگاه اجرایی اقداميرا انجام ميدهد و یا تصمیميميگیرد، که به تولید داخل لطمه ميزند. مثلاً کاهش تعرفه واردات، عدم مبارزه با قاچاق و یا واردات بی رویه ویا نظایرآن، تشکلهای صنفی در مقابل گمرک و یا وزارت کشاورزی و یا حتی در بنادر و مرزهای کشور تجمع نموده، زنجیره انسانی تشکیل ميدهند و مقداری تخم مرغ و گوجه فرنگی گندیده نثار افراد مسئول، ساختمان اداری و یا آسفالت خیابانها مينمایند. ولی در کشور ما طی این سالها و علیرغم موجهای افسار گسیخته واردات، قاچاق و یا اشتغال بی سامان نیروی کار غیر مجاز خارجی که مضمحل کننده تولید و اشتغال ملی است، هیچ تشکل صنفی حتی یک کیلوگرم گوجه فرنگی و تخم مرغ سالم برای پخت املت یا نیمرو جهت رئیس کل گمرک یا وزیر کار یا وزیر کشاورزی اهداء ننموده است !
مخلص کلام اینکه در این بلبشوی سیاسی ( که نگارنده فقط روایت گر آن است و قضاوتی نفیاً یا اثباتاً در مورد هیچ یک از افراد یا نحلههای سیاسی موصوف ندارد ! ) تذبذب منفعت طلبانه و فرد گرایی مطلق گرایانه، مشخصه غالب احزاب و تشکلهای کشور است و در این وانفسا نميتوان برای حفظ و صیانت از سازمان تأمین اجتماعی که اموال آن در حکم اموال عموميو حق الناس است و امانتی است از نسلهای گذشته و برای نسل فعلی و نسلهای آتی به احزاب و تشکلها دل بست.
از طرفی سازمان تأمین اجتماعی به عنوان یک صندوق بیمه گر اجتماعی امانت دار حدود 30 میلیون بیمه شده است که تعداد مشمولین و شرکای اجتماعی آن، از تعداد آراء بسیاری از روسای جمهور کشور بیشتر است و بدنه مدیریتی و کارشناسی سازمان تأمین اجتماعی چون در مقام امانت قرار دارند ( علیرغم هر نوع تفکر و اندیشه فردی که لازمه هر انسان غیر بدوی و پسا جنگلی است ) بایستی تلاش کنند تا این امانت را بویژه در زمان بروز منازعات سیاسی معطوف به قدرت، از هر گزندی مصون بدارند.
بنا بر تعریف مولا علی (ع) در رابطه با مومن که فرمودند " بایستی در فتنهها مثل بچه شتر نر باشد که نه کوهانی دارند که از او سواری گیرند و نه شیری که بدوشند و نه پشميکه بریسند " و در کشاکشهای سیاسی امروز و در شرایطی که اکنون " تشنگی قدرت" بر "شیفتگی خدمت "فائق آمده است. بایستی کوشید تا پرچم سازمان تأمین اجتماعی که یک صندوق مشاع بین النسلی است ویک دستگاه خدمت رسان به شرکای اجتماعی خویش ميباشد، را سفید نگاه داشت و این امانت را از هر گزند و دست اندازی مصون نگه داشت.
با توجه به مراتب فوق، بایستی یک هسته فکری و کارشناسی مستقل از بدنه سازمان تأمین اجتماعی مانیفست یا مرامنامه یا میثاق نامه ای از اصول و قواعد حاکم بر صندوق بیمههای اجتماعی و مطالبات شرکای اجتماعی سازمان یعنی بیمه شده، مستمری بگیر و کارفرما را تدوین و آن را در معرض دید کاندیداها قرار داده و نقطه نظرات آنها را در این ارتباط اخذ و بر همین اساس قضاوت را به شرکای اجتماعی سازمان سپرده تا بر اساس قرابت و نزدیکی هر یک از کاندیداها و یا تعهدات و تضامین ارائه شده در ارتباط با مطالبات مزبور، برای رأی دادن به کاندیدای مطلوب تصمیم بگیرند.
شفاف سازی و مستند سازی مطالبات سازمان تأمین اجتماعی و نیز رویکردهای کاندیداها در ارتباط با مقوله بیمههای اجتماعی، به تسجیل انتظارات، توقعات و مطالبات شرکای اجتماعی سازمان از رئیس جمهور منتخب ميانجامد و "جمهور" واقعی شکل ميگیرد و زمینه ای فراهم ميشود تا بتوان پس از انتخابات از کاندیدای پیروز، آنها را مطالبه کرد.
البته در صورت مستند سازی و شفاف سازی مطالبات قلمرو بیمههای اجتماعی وبا توجه به اینکه غالب شرکای اجتماعی سازمان تأمین اجتماعی بویژه بیمه شدگان و مستمری بگیران متعلق به قشر متوسط و پایین جامعه ميباشند و بخش قابل توجهی از جمعیت کشور را شامل ميشوند، هر کاندیدایی که پیروز شود نميتواند نسبت به این مطالبات بی تفاوت باشد و چنانچه میثاق نامه مطالبات تأمین اجتماعی از کاندیداها به خوبی تدوین شده باشد و به طور شفاف و مستند در جامعه بسط یافته باشد، هر رئیس جمهوری که پیروز انتخابات باشد از آن تأثیر خواهد پذیرفت و شرایط عصری او را به سمت پاسخگویی به انتظارات و مطالبات شرکای اجتماعی سازمان تأمین اجتماعی سوق خواهد داد و همچنین هر فردی که از سوی رئیس جمهور متولی سازمان تأمین اجتماعی گردد، تلاش خواهد کرد تا این اصول و قواعد بیمه ای را پاس دارد.
2 ـ سازمان تأمین اجتماعی چیست و چگونه باید باشد؟
سازمان تأمین اجتماعی یک صندوق بیمه گر اجتماعی است که بر اساس اصل سه جانبه گرایی ( دولت، کارفرما و بیمه شده ) شکل گرفته و اگر چه شرکای اجتماعی آن یعنی دولت، کارفرما و بیمه شده در تأمین منابع آن نقش دارند و لیکن اموال آن در حکم اموال عمومياست و به هیچ یک از آنها تعلق ندارد و دریافت خدمات از صندوق مزبور نیز بر اساس اصول و قواعد و محاسبات بیمه ای و به شرط احراز شرایط یا وقوع ریسک مورد پوشش برای بیمه شده مجاز ميباشد و ماهیت خدمات و پوششهای آن احتمالی و تعهدی است.
ارکان صندوق مزبور متشکل از شرکای اجتماعی آن است و علت اداره آن توسط دولت این است که دولت به عنوان پایدارترین نهاد جامعه ميتواند تضمین کننده این امر باشد که کارگر، کارفرما و یا بیمه شده و نسل حاضر شرکای اجتماعی، تصمیماتی را اتخاذ نکنند. که خدشه ای به منافع و مصالح نسلهای آتی شرکای اجتماعی وارد آورد و لیکن همانطور که در تجارب علميو عملی دنیا نیز بر آن صحه گذاشته شده و در قانون نظام جامع رفاه و تامین اجتماعی تصریح گردیده است، دولت حق هیچ گونه دخالتی در منابع و مصارف این صندوق را ندارد. به همین دلیل، در قانون یاد شده آمده است چنانچه دولت تصمیمياتخاذ نماید که باعث کاهش منابع و یا افزایش مصارف صندوقهای بیمه گر اجتماعی شود، بایستی قبلاً بار مالی آن را تأمین و تأدیه کند.
سازمان تأمین اجتماعی یک صندوق مشاع وبین النسلی و حق الناس است و صرفا به نسل قبلی بیمه شدگان ( مستمری بگیران فعلی ) و یا نسل حاضر ( بیمه شدگان و مستمری بگیران فعلی ) تعلق ندارد و تکیه گاهی است برای نسلهای آتی بیمه شده و مستمری بگیر و بایستی در تصمیمات خود منافع و مصالح آنها نیز در نظر داشته باشد.
یک سازمان بیمه گر اجتماعی بر اساس قانون اعداد بزرگ و بر اساس توزیع نرمال ریسک پا برجا ميماند فلذا هرگونه رویکرد حمایتی نسبت به آن ممنوع است و تنظیم ورودیها و خروجیهای صندوق بنحوی است که افراد بدون رعایت اصول و محاسبات بیمه ای که منجر به ورود گزینشی و غیر نرمال ریسکها به صندوق ميشود، اجازه ورود ندارند و خروجیهای صندوق نیز که منجر به شمول مزایا و تعهدات قانونی برای افراد ميشود، نیز براساس احراز شرایط قانونی ( مثلاٌ رسیدن به سن بازنشستگی و... ) ویا بروز ریسک مورد پوشش ( مثلاً حادثه، بیماری یا فوت و...) صورت ميپذیرد.
رعایت اصول و محاسبات بیمه ای و عدم سرریزهای حمایتی به سازمان تامین اجتماعی باعث تعادل منابع و مصارف صندوق ميشود و بقاء و پایداری آنرا تضمین مينماید. بهمین سبب متولیان سازمان تامین اجتماعی بعنوان یک امانت دار بایستی مانع برخورداری من غیرحق، سواری رایگان ( برخورداری از مزایا بدون پرداخت حق بیمه)، گریز از پرداخت حق بیمه یا فرار بیمه ای ( عدم اعلام تعداد کارگران و یا دستمزد واقعی کارگران از سوی کارفرما ) و... شوند و بطور کلی جلوگیر ی از هر اقداميکه باعث برهم خوردن تعادل منابع و مصارف صندوق ميشود وظیفه متولیان اداره صندوق بیمه گر اجتماعی ميباشد.
بهمین سبب علیرغم اینکه سازمان تامین اجتماعی یک نهاد عموميغیر دولتی است. وفق بند ج ماده 7 قانون نظام جامع رفاه تامین اجتماعی مشمول اصل 75 قانون اساسی دانسته شده است:
"ج ـ اجرای تصمیمات واحکام دولت درجهت کاهش منابع ویا افزایش مصارف وتعهدات صندوقها وموسسات بیمه ای منوط به تامین منابع مالی معادل آن خواهد بود لغو این بند مشروط به تصریح نام و ذکر موضوع درسایر قوانین خواهد بود."
و در بند د همان ماده آمده است:
"د ـ وجوه، اموال، ذخایر و دارائیهای صندوقهای بیمه ای اجتماعی و درمانی در حکم اموال عموميبوده و مالکیت آن مشاع و متعلق به همه نسلهای جامعه تحت پوشش است، هر گونه تصرف دولت در این اموال و رابطه مالی دولت با صندوقهای موصوف در چارچوب قوانین ومقررات مورد عمل صندوقها خواهد بود."
همچنین حکم فوق در ماده 104 قانون تامین اجتماعی مصوب سال 1354 بطور عام آمده است:
" ماده 104 – وجوه و اموال سازمان ( تامین اجتماعی ) درحکم وجوه و اموال عموميميباشد و هرگونه برداشت غیرقانونی از وجوه مذکور و تصرف غیرمجاز در اموال آن اختلاس یا تصرف غیرقانونی است ومرتکب طبق قوانین کیفری تعقیب خواهد شد."
ضرورت صیانت از وجوه و ذخایر سازمان تامین اجتماعی و لزوم رعایت اصول و قواعد بیمه ای ازچنان درجه اهمیتی برخوردار است که در مواد 97 و 105 قانون تامین اجتماعی مصوب سال 1354 احکاميشداد وغلاظ برای افرادی که باعث خدشه به مستندات بیمه ای و لطمه به اموال سازمان ميشوند صادر گردیده است:
" ماده 97- هرکس با استفاده از اسناد و گواهیهای خلاف واقع یا با توسل به عناوین و وسایل تقلبی از مزایای مقرر در این قانون به نفع خود استفاده نماید یا موجبات استفاده افراد خانواده خود یا اشخاص ثالث را از مزایای مذکور فراهم سازد به پرداخت جزای نقدی معادل دو برابر خسارت وارده به سازمان تامین خدمات درمانی یا این سازمان ( تامین اجتماعی ) و در صورت تکرار به حبس جنحه ای از 61 روز تا شش ماه محکوم خواهد شد "
" ماده 105- کلیه کسانی که گواهی آنان مجوز استفاده از مزایای مقرر در این قانون ميباشد در صورت صدور گواهی خلاف واقع علاوه بر جبران خسارت وارده با حبس جنحه ای از 61 روز تا شش ماه محکوم خواهند شد. "
پر واضح است که این احکام نه تنها شامل متولیان و مسئولین دولت و سازمان تامین اجتماعی ميشود بلکه افرادی خارج از مجموعه دولت و سازمان تامین اجتماعی نیز اگر سبب ایراد خسارت به صندوق تامین اجتماعی شوند مشمول مجازات کیفری ميگردند.
اتفاقاً بحث فقدان تشکلهای صنفی واقعی و مستقل در مورد سازمان تأمین اجتماعی نیز صدق ميکند. بحث بیمههای اجتماعی متأسفانه فاقد یک تشکل کارشناسی و مدیریتی صنفی است و با توجه به اینکه در سطح دانشگاهی نیزمتأسفانه رشته بیمههای اجتماعی وجود ندارد فلذا فقر فکری در این زمینه بسیار زیاد ميباشد.
3 ـ مطالبات و توقعات سازمان تأمین اجتماعی از رئیس جمهور:
1 ـ 3 ماهیت سازمان تأمین اجتماعی:
ـ سازمان تأمین اجتماعی یک صندوق بیمه گر اجتماعی است. از نظر شما ماهیت سازمان تأمین اجتماعی چیست؟ آن را یک سازمان بیمه گر اجتماعی ميدانید یا یک سازمان حمایتی؟
ـ سازمان تأمین اجتماعی یک سازمان مشاع و بین النسلی است. آیا شما سازمان را فقط متعلق به دوران ریاست جمهوری خود ميدانید یا خیر؟ و آیا تضمین ميدهید تصمیماتی که در مورد این سازمان ميگیرید با افق دراز مدت و برای صیانت از منافع و مصالح نسلهای فعلی و آتی شرکای اجتماعی آن باشد؟
ـ سازمان تأمین اجتماعی یک سازمان سه جانبه است و شرکای اجتماعی آن دولت، کارفرما و بیمه شده بوده و ارکان تصمیم گیری و نظارتی آن نیز متشکل از این سه رکن است. آیا شما نیز به اصل سه جانبه گرایی در سازمان تأمین اجتماعی اعتقاد دارید؟ آیا تعهد ميدهید که در تصمیم گیریهای مربوط به این صندوق، سهم مناسبی برای بیمه شدگان، مستمری بگیران و کارفرمایان قائل باشید؟
ـ وجوه، اموال و ذخایر سازمان تأمین اجتماعی حق الناس است. و جزو اموال دولتی و یا بیت المال محسوب نميشود و شما نبایستی آن گونه که در مورد اموال دولتی و انفال تصمیم گیری ميکنید و اختیار دارید، در مورد اموال سازمان تصمیم گیری کنید. شما اموال سازمان را حق الناس ميدانید یا بیت المال یا مال دولت یا مال خودتان؟
ـ سازمان تأمین اجتماعی یک سازمان اقتصادی ـ اجتماعی است. یعنی خودگردان است و اداره آن اقتصادی و مبتنی بر اصول و محاسبات بیمه ای صورت ميگیرد و لیکن رویکرد و کارکرد آن اجتماعی است، بدین لحاظ که خدمات اجتماعی را با حفظ کرامت و شرافت انسانی افراد به آنان اعطاء مينماید. شما سازمان تأمین اجتماعی را یک سازمان اقتصادی ـ اجتماعی ميدانید یا یک سازمان اجتماعی ـ اقتصادی یا یک سازمان اجتماعی ویا یک سازمان حمایتی؟
2 ـ 3 تعریف و مفهوم بیمههای اجتماعی:
ـ بیمههای اجتماعی اگر چه مشابه بیمههای تجاری ( اشیاء، اموال، مسئولیت و... ) نیست و لیکن فارغ از اصول و قواعد بیمه ای نميباشد و محاسبات بیمه ای بر آن حاکم است. تعریف شما از بیمههای اجتماعی چیست؟ و آیا خود و متولیان منصوب از طرف خود برای تصدی مسئولیت در سازمان تأمین اجتماعی را ملزم به رعایت اصول و محاسبات بیمه ای ميدانید یا خیر؟
ـ یک بیمه گر اجتماعی بر اساس قانون اعداد بزرگ و توزیع نرمال ریسک امکان حیات و بقاء ميیابد و بدین طریق میتواند تعادل منابع و مصارف و پایداری صندوق را حفظ کند. به همین دلیل مونیتورینگ ریسک و جلوگیری از ورود افراد دارای ریسک گزینشی و انتخابی، یکی از وظایف بیمه گران اجتماعی برای صیانت از صندوق است. آیا شما حاضر هستید در زمان صدارت خود برای رفع حوائج دولت، پوشش بیمه ای برخی افراد و یا اقشار را بدون انجام محاسبات بیمه ای و تأمین بار مالی متناسب با ریسک آنها، به سازمان تأمین اجتماعی تحمیل کنید؟ آیا تضمین ميدهید که مانع ورود سرریزهای حمایتی به صندوق تأمین اجتماعی گردید؟ یا حداقل موجد و مسبب آن نباشید؟
ـ در گذشته و هم اکنون اقشار و یا افرادی وجود دارند که فرار بیمه ای مينمایند و یا کارفرمای آنها برای ارائه لیست و پرداخت حق بیمه مربوط به سازمان تأمین اجتماعی اهمال و استنکاف ميکند و یا بیمه شده و خویش فرما برای اخذ پوشش بیمه ای اقدام نمينمایند. همین افراد ( کارفرما یا بیمه شده ) در صورت بروز حادثه و یا بالا رفتن سن و... قصد ميکنند که وارد صندوق تأمین اجتماعی شوند و با ارفاق مشمول دریافت مزایا گردند. که این امر در واقع سواری رایگان و برخورداری من غیر حق و نوعی ظلم به افراد خوش حساب و.. ميباشد. از گذشته تا کنون بخشهایی از دولت نظیر وزارت کار و امور اجتماعی راه این افراد برای ورود به صندوق تأمین اجتماعی را تسهیل ميکنند. شما این فرایند را ظلم به سایر اعضاء و شرکای صندوق تأمین اجتماعی ميدانید یا خیر؟ و چه راهکاری برای پیشگیری از بروز این مشکل دارید؟
ـ سوق دادن سرریزهای حمایتی به سمت سازمان تأمین اجتماعی یکی از اقداماتی است که تعادل منابع و مصارف سازمان را بر هم ميزند. همانطور که ميدانید طبق قانون اساسی و قانون نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی ایجاد پوشش بیمه همگانی از محل بودجه عموميبرای آحاد جامعه از وظایف دولت است. ولی به هر تقدیر این کار تا کنون محقق نشده است و سالهاست این اقشار که دارای ریسک بالایی ميباشند ( از نظر سن و بیماری خاص شغلی و... ) به سازمان تأمین اجتماعی تحمیل ميشوند. آیا شما تضمین ميدهید که غفلت دولت در ایجاد فراگیری بیمه پایه را جبران ومانع تحمیل سرریزهای حمایتی به سازمان تأمین اجتماعی شوید؟ برای تحقق این امرچه برنامه اجرایی مشخصی دارید؟
ـ به طور کلی گرانیگاه و مرکز ثقل یک صندوق بیمه گراجتماعی، اصول و محاسبات بیمه ای است. شما تا چه میزان خود را در ارتباط با تصمیم گیریهای مرتبط با سازمان تأمین اجتماعی، متعهد به اصول و محاسبات بیمه ای ميدانید؟
3 ـ 3 احکام و تکالیف قانونی مرتبط با سازمان تأمین اجتماعی:
ـ اصل 29 و بند4 اصل 21 و بند یک اصل 43 قانون اساسی از جمله اصول مغفول قانون اساسی در حوزه رفاه و تأمین اجتماعی است و عدم تحقق کامل آنها از سوی دولتها و فقدان فراگیری، جامعیت و کفایت خدمات سطح پایه و همگانی بیمههای اجتماعی ( که تأمین مالی آن برای آحاد جامعه بر عهده دولتهاست ) لطمات زیادی به سازمان تأمین اجتماعی وارد آورده است ( سرریزهای حمایتی و... ) برنامه اجرایی معین و زمانبندی مشخص شما برای تحقق اصل 29 قانون اساسی چیست؟
ـ در سند چشم انداز و نیز اصول و سیاستهای کلی نظام، ابلاغی مقام رهبری بویژه ذیل اصل 44 قرابت "رشد و پیشرفت و توسعه" با "عدالت" و نیز بسط "عدالت اجتماعی" مورد تأکید قرار گرفته است و تصریح شده است، منابع حاصل از واگذاریها بایستی صرف تقویت نظام تأمین اجتماعی ( قلمروهای بیمههای اجتماعی و حمایتی و توانبخشی ) گردد. تا کنون در این زمینه اقدامينشده و منابعی به سازمان تأمین اجتماعی سوق نیافته، بلکه در واگذاریها حتی تأدیه بدهیهای دولت به سازمان تأمین اجتماعی نیز به قدر لازم انجام نشده است. آیا شما برنامه مشخصی برای ملازمت "عدالت و توسعه" و تخصیص بخشی از منابع حاصل از خصوصی سازی برای تقویت سازمان تأمین اجتماعی دارید یا خیر؟ ( این نکته از آن جا حائز اهمیت است که غالباً قبل و یا بعد از خصوصی سازی، تعدیل نیروی انسانی و یا حتی تعطیلی کارخانه صورت ميپذیرد و املاک آن وارد بورس زمین و مسکن ميشود و فقط از خصوصی سازی نیروهای بیکار و یا بازنشسته نصیب سازمان تأمین اجتماعی ميشود تا مقرری و مستمری آنها را بپردازد )
ـ در قانون نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی و قانون برنامه چهارم توسعه، احکام و تکالیف مشخصی برای تعمیم و گسترش بیمههای اجتماعی مبتنی بر اشتغال و نیز ایجاد صندوقهای خاص بیمه ای برای برخی اقشار فاقد پوشش وجود دارد و عدم تحقق این تکالیف، باعث تحمیلات زیادی به سازمان تأمین اجتماعی شده است. برنامه مشخص شما برای تحقق تکالیف قانونی مربوط به فراگیری بیمههای اجتماعی به آحاد جامعه چیست؟
4-3 تادیه بدهیهای دولت به سازمان تامین اجتماعی:
- سالهاست که دولتها از بابت حق بیمه سهم دولت و اعمال تخفیفات و معافیتهای بیمه ای و تقبل حق بیمه سهم کارفرما و... بدهی بسیار زیادی به سازمان تامین اجتماعی دارند و عدم پرداخت به موقع ارقام مزبور و یا تادیه بدهیها در موعد خود ( بودجه سال بعد ) باعث بروز عدم تعادل منابع ومصارف و حتی مضیقه نقدینگی سازمان برای ایفای تعهدات گردیده و همچنین عدم ا لنفع ناشی از تاخیر در وصول نیز به سازمان تامین اجتماعی تحمیل شده است. با توجه به احکام قانون برنامه سوم و چهارم در مورد پرداخت کامل بدهیهای مزبور، برنامه اجرایی معین و زمانبندی مشخص شما برای تادیه بدهیهای مزبور چیست؟
- در احکام قانون برنامههای سوم و چهارم توسعه آمده است که دولت باید ضمن تادیه کامل بدهیهای سنواتی خود، ترتیباتی اتخاذ نماید تا از ایجاد وانباشت بدهیهای جدید به سازمان تامین اجتماعی جلوگیری شود که اینگونه نشده و در لوایح بودجه ردیف مناسبی تعبیه نگردیده است. برنامه و راهکار اجرایی مشخص شما در زمینه تحقق این امر چیست؟
- در گذشته از بابت تادیه بدهیهای سنواتی دولت، تحمیلاتی به سازمان تامین اجتماعی درزمینه تهاتر سهام و دارائیهای دارای مشکل و زیان آور و یا طرحهایی که بیش از ارزش خود نیاز به سرمایه گذاری جدید داشتند، صورت گرفته است. آیا شما تضمین ميدهید تا در تادیه بدهیهای دولت به سازمان تامین اجتماعی پول نقد و یا ارز و یا سهام و دارائیهای مناسب و سود آور را مبنای تهاتر قراردهید؟
5-3 سرمایه گذاریها:
- در غالب کشوری پیشرفته دنیا تلاش کرده اند و تا حد زیادی موفق شده اند که رانت را در اقتصاد خود کاهش دهند ولی نتوانسته اند آنرا به صفر برسانند.علی ایحال برای کاهش اثرات مخرب همان رانتهای حداقلی، تلاش ميکنند طرحها و امتیازات و مجوزات دارای رانت را به سمت سازمان تامین اجتماعی خود سوق دهند. با این توجیه که اگر رانتی هم ایجاد شود، نفع و عایدی آن به جمع زیادی از مردم و اقشار فرودست و متوسط جامعه ميرسد. ولی در کشور ایران عکس این موضوع عمل شده است. و کارخانجات زیان ده و طرحهای نیازمند منابع و...به سمت سازمان تامین اجتماعی سوق داده ميشوند. برنامه مشخص شما برای زمینه سازی ارتقاء و بالندگی سرمایه گذاریهای سازمان تامین اجتماعی چیست؟
- سازمان تامین اجتماعی یک سازمان تعهدی است و دارائی نقدینگی فعلی آن در قیاس با تعهداتی که به نسل حاضر (بیمه شده و مستمری بگیرو نسلهای آتی ) دارد، رقم ناچیزی ميشود. صندوقهای بیمه گر اجتماعی بایستی از سبد سرمایه گذاری زود بازده، نقد پذیر با ریسک پائین و برگشت سرمایه بالابرخوردار باشند. متاسفانه همواره دارائیها و نقدینگی فعلی آنها به چشم ميآید و بخش اعظم کوه یخ تعهدات که در زیر آب است دیده نميشود و بهمین دلیل مقامات محلی، منطقه ای و دولتی همواره از سازمان انتظارات زیادی برای سرمایه گذاریهای فاقد توجیه دارند و بخشی از بدنه دولت نیز اینکار را تشویق میکند. موضع شما در قبال این انتظارات و توقعات نابجا از بخش سرمایه گذاری تامین اجتماعی چیست؟
- بزرگی، استواری و بقای هر صندوق بیمه گر اجتماعی بستگی تام و تمام به بزرگی و توانمندی ذخایر و سرمایه گذاریهای آن دارد و سرمایه گذاری سازمان تامین اجتماعی در واقع خصوصی ترین ( بلحاظ کارکردی ) و درعین حال عموميترین ( بلحاظ مالکیتی ) نوع سرمایه گذاری ميباشد. چرا که در واقع یک جمعیت سی میلیونی سهامدار آن ميباشند. متاسفانه بخشی از بدنه نظام تصمیم سازی و تصمیم گیری و اجرایی کشور که مخالف واگذاریها هستند این نکته بدیهی را نادیده گرفته و با دولتی یا شبه دولتی خواندن سرمایه گذاریهای تامین اجتماعی، مانع از واگذاریها ميشوند. حتی اگر واگذاریها بخاط تادیه بدهی کلان دولت به سازمان تامین اجتماعی باشد درحالی که وقتی همان سهام را بنیادها، نهادها و بانکها ی دولتی میخرند، این افراد سکوت مينمایند.نظر شما در ارتباط با این رویکرد ناصواب چیست؟
6 ـ 3 تحمیلات قانونی:
ـ در طی سه دهه اخیر همواره بخشی از بدنه دولت بخصوص وزارت خانههای صنایع و معادن و کار و امور اجتماعی تلاش داشته اند تا مشکلات مبتلا به صنعت را با استفاده از منابع سازمان تأمین اجتماعی مرتفع نمایند. بازنشستگیهای زودرس ( پیش از موعد و سخت و زیان آور )، بازسازی و نوسازی صنایع، حمایت از مجتمعهای نساجی، مصوبات کمیته بحران صنایع در خصوص تغییر ساختار و تکنولوژی و اخیراً قانون رفع برخی از موانع تولید و سرمایه گذاری نمونههایی از این دست ميباشد. که به شدت در عدم تعادل منابع و مصارف سازمان تأمین اجتماعی موثر بوده اند و در واقع هزینه کردن از جیب کارگران برای پوشش برخی بی تدبیریهای مدیریتی سنواتی مالکان کارخانجات است و جالبتر آن که قریب به اتفاق این قوانین فقط برای تعدیل نیروی انسانی با هزینه تأمین اجتماعی مصادره به مطلوب شده و زمینهای غالب کارخانجات مزبور پس از اخراج نیروی انسانی وارد بورس زمین و مسکن گردیده است. نظر شما در خصوص این ظلم آشکار به بیمه شدگان و مستمری بگیران چیست؟ و آیا تضمین ميدهید تا مانع این قبیل دست اندازیها به صندوق تأمین اجتماعی شوید؟ ( هر چند برخی از این موارد قانون دائميشده اند. واقعاً مضحک است که قانون نوسازی و بازسازی صنایع دائميباشد چرا که منطقاً بازسازی و نوسازی مقطعی است )
ـ تحمیل هزینه و یا کاهش منابع سازمان تأمین اجتماعی برای ایجاد اشتغال نیز یکی از تحمیلاتی است که در قالب طرح ضربتی اشتغال و طرح بنگاههای کوچک و زودبازده و ماده 103 قانون برنامه چهارم توسعه و نیز معافیت کارگاههای زیر پنج نفر در قانون نظام صنفی و... به سازمان صورت پذیرفته است که غالباً به ایجاد اشتغال پایدار منجر نميشود ( صرف نظر از انحرافات بروز یافته در سوق یابی منابع به سایر بخشها ) همچنین تقبل سهم حق بیمه کارفرمایی از سوی دولت، باعث کاهش نقدینگی در اختیار سازمان و انباشت بدهیهای دولت ميشود. آیا شما تأمین اجتماعی را مقوم اشتغال ميدانید یا ابزاری برای ایجاد اشتغال دستوری و ناپایدار؟
ـ مجالس و دولتها با مکلف ساختن سازمان تأمین اجتماعی به ساخت بیمارستان ومسکن ارزان قیمت ومشارکت طرحها و سرمایه گذاریهای فاقد توجیه فنی ـ اقتصادی، برای پاسخگویی به نیازها و مطالبات مردم از دولتها و نمایندگان مجلس در ادوار گذشته، هزینههای زیادی را به سازمان تحمیل نموده اند. نظر شما در این مورد چیست؟ و آیا در دوره مدیریت خود اجازه این قبیل دست اندازیها را به صندوق تأمین اجتماعی ميدهید؟
ـ اعمال تخفیف و معافیت بیمه ای و یا تقبل سهم حق بیمه کارفرما، امری است که از زمان جنگ و برای پایین نگه داشتن قیمتها آغاز گردیده و هم اکنون نیزبا توجیه ایجاد اشتغال ادامه دارد و لطمات زیادی به منابع و نقدینگی سازمان تأمین اجتماعی وارد نموده است. آیا شما تضمین ميدهید که در دوره مدیریت خود از این ابزار ناکارا در ایجاد اشتغال پایدار ولی سهل الوصل و تبلیغی استفاده نکنید؟
ـ استقراض مستقیم و غیر مستقیم ( از طریق تحمیل ساخت و سازها و طرحهای سرمایه گذاری و... ) دولت از سازمان تأمین اجتماعی امر ناصوابی است که درگذشته انجام شده و هنوز هم بخشی از این مطالبات به سازمان تأدیه نشده است. آیا شما تضمین ميدهید تا دردوره صدارت خود برای رفع حوائج دولت به صندوق امانات تأمین اجتماعی دست نزنید؟
7 ـ 3 تأمین اجتماعی حق مردم و تکلیف دولت:
ـ به موجب ارزشها و هنجارهای دینی و ملی ایرانیان، برخورداری از تأمین اجتماعی حق مردم و تکلیف دولتهاست و این موضع در قانون اساسی و قانون نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی نیز تصریح و تأکید شده است. از منظر آموزههای دینی و ملی ایرانیان، دولتها مکلف و مبعوث به ارائه خدمات تأمین اجتماعی در سطح پایه و همگانی برای آحاد جامعه و حتی خارجیهای مقیم ایران به طور رایگان و از محل منابع عموميهستند ! شما ارائه بیمههای اجتماعی و تأمین اجتماعی را حق مردم وتکلیف دولت ميدانید یا اینکه آن را موهبت، مرحمت وعطیه حاکم برای مردم ميدانید؟
ـ در آموزههای دینی و ملی ایران، کمک به افراد بایستی با حفظ کرامت و شرافت انسانی آنها انجام پذیرد و به همین دلیل اصل 29 قانون اساسی و قانون نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی بر اولویت و محوریت بیمههای اجتماعی و تقدم آن بر رویکردهای حمایتی و صدقه ای تأکید و تصریح شده است. نظر شما در این باره چیست؟
8 ـ 3 بیمه شده و مستمری بگیر تأمین اجتماعی شهروند عادی یا درجه دو:
ـ در طی ادوار گذشته با بیمه شدگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی که از اقشار مولد و تلاشگر و متعلق به طبقات متوسط و پایین جامعه هستند، همانند" شهروند درجه دو" رفتار شده است وآنها از کمکها و اعتبارات دولتی که برای بیمه شدگان کشوری و لشگری جهت افزایش مستمری، بن، تسهیلات و بیمه مکمل و.... (از محل انفال و منابع عمومي) تخصیص ميیافته است، محروم بوده اند. شما بیمه شده و مستمری بگیر تأمین اجتماعی را شهروند عادی ميدانید یا شهروند درجه دو؟ ( حال آنکه نقش و سهم بیمه شدگان و مستمری بگیران تأمین اجتماعی در تولید ملی و استحصال نفت و انفال و... اگر بیشتر از بیمه شدگان لشگری و کشوری نباشد، کمتر نیست )
ـ در طی ادوار گذشته نه تنها سازمان تأمین اجتماعی و بالتبع، بیمه شدگان و مستمری بگیران تحت پوشش آن از اعتبارات و کمکهای دولتی بابت بازسازی مناطق جنگی و مناطق حادثه دیده از زلزلهها (رودبار، منجیل و بم و... ) هیچ سهمينداشته اند. بلکه حتی دولتها حاضر نشده اند، هزینههای متحمله سازمان تأمین اجتماعی بابت درمان بیماران حادثه دیده غیر بیمه شده را بپردازد و از این منظر نیز بیمه شدگان و مستمری بگیران شهروند عادی محسوب نشده اند. در حالی که برای بازسازی عراق و افغانستان اعتبار تخصیص داده ميشود و لیکن وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی حتی حاضر نشد هزینه درمان بیماران غیر بیمه شده زلزله بم را در بیمارستانهای سازمان تأمین اجتماعی بپردازد.
9-3 سفید نگهداشتن پرچم تامین اجتماعی:
و نهایت آنکه سازمان تامین اجتماعی که امانت دار ومتولی یک صندوق مشاع، بین النسلی و حق الناس است و یک نهاد خدمات رسان در عرصه بیمههای اجتماعی با حفظ کرامت و منزلت انسانهاست. بایستی از مجادلات و منازعات سیاسی بدورباشد و پرچم آن همواره سفید نگهداشته شود.سازمان تامین اجتماعی یک سازمان تخصصی، موضوعی وفنی است، برای ارائه خدمات بیمه ای وکارکرد و ماهیت آن با وزارت کشور یا استانداری و ادارات کل ارشاد و آموزش و پرورش و... که یک نهاد ودستگاه سیاسی هستند یا میتوانند باشند، متفاوت است.انسانهاشاید برروی اموال خود بتوانند یا بخواهند ریسک کنند ولیکن در مورد اموال مردم وامانات و ودایعی که نزد خود دارند، با حزم و دوراندیشی تصمیم ميگیرند واقدام مينمایند.مردم بهمراه فرزند خودشان شاید به دعوا یا درگیری وارد شوند ولی وقتی فرزند دیگران را در بغل دارند، هیچگاه وارد دعوا نميشوند.
سازمان تأمین اجتماعی یک نهاد عموميغیر دولتی است و بر اساس اصل سه جانبه گرایی و اصول و قواعد و محاسبات بیمه ای بایستی سامان یابد و اداره شود و هیچ گاه نميتواند در مقام امانت وارد قلمروها و منازعات سیاسی شود. نظر شما در این مورد چیست؟ و چه راهکاری برای صیانت از سازمان تأمین اجتماعی در آوردگاههای سیاسی دارید. آیا قول ميدهید که از سازمان تأمین اجتماعی و شرکتها و موسسات وابسته و تابعه آن به عنوان حیاط خلوت سیاسی استفاده نشود؟
پايان پيام
1388/1/31 - 15:22:47
کد خبر : 47461
اعلام نظر